خورشید فروزان احیای تکبیر و تمجید در عصر ظهور
قسمت سی و نهم:
احیای تکبیر و تمجید در عصر ظهور: راز ناباوری مردم به عظمت الهی
مقدمه
سلسله مباحث آیتالله سید جواد مدرسی پیرامون امام زمان (عج)، به عمق حدیث قدسی معراج نفوذ میکند. خداوند در این حدیث وعده میدهد که در عصر ظهور، «زمین را به تسبیح، تقدیس، تهلیل، تکبیر و تمجید خودم مأمور خواهم ساخت.» احیای تکبیر
این وعدهٔ صریح، حامل یک هشدار جدی است: پیش از ظهور، درک عمومی و عمل عبادی مردم نسبت به این پنج رکن اساسی، فاسد، غلط، و آغشته به مخلوقیت است. این جلسه به ریشهیابی این نقصان میپردازد و نشان میدهد که چگونه احیای تکبیر و تمجید در عصر ظهور، پرده از ناباوری و تکبر انسان نسبت به عظمت و تدبیر الهی برمیدارد.
۱. نقص در تسبیح، تقدیس و تهلیل: خدای شبیهدار
آیتالله مدرسی بحث را با ریشهیابی نقص در سه مفهوم اول آغاز میکنند. تسبیح (تنزیه)، تقدیس (برتر دانستن) و تهلیل (لا إله إلّا الله)، پایههای اصلی توحید هستند، اما در عصر غیبت، مردم موحدین در عمل به توحید دچار مشکل شدهاند:
-
تسبیحِ آغشته:
وقتی مردم «سبحان الله» میگویند، خدا را از تمام نواقص منزه نمیدانند. این تسبیح یک نمایش لفظی است که هنوز آغشته به صفات مرغوب مخلوق است. موحد امروز، ناخواسته، خدا را در چارچوب ذهنی خود محصور کرده و از تنزیه کامل (سبوحٌ قدوس) دور مانده است.
-
تقدیس محدود:
تقدیس به معنای فراتر دانستن خدا از حیطهی فهم و درک ماست. اما مردم امروز خدا را «به اندازهای که میفهمند» یاد میکنند. به همین دلیل، خدای آنها همتادار و شبیهدار میشود، چرا که نمیتوانند او را «الله اکبر» (بزرگتر از فهم) بدانند. در نتیجه، این خدا دیگر قابل تقدیس نیست.
-
تهلیلِ ناقص:
حتی در گفتن «لا إله إلّا الله»، مردم الهی را نفی میکنند که باز هم شبیه آن است که خودشان میخواهند. ایشان هشدار میدهند که این خداشناسی ناقص، مانع از درک صحیح توحید است و تنها امام زمان (عج) میتواند «اله بی شبیه» را به مردم بشناساند و آن نقص را برطرف سازد.
۲. تکبیر: اعتراف به بزرگتر بودن رأی و تدبیر الهی
مهمترین خلأ در عصر غیبت، ناباوری عملی به تکبیر (الله اکبر) است. مردم، عملاً عظمت خدا را در افعال و تدبیرش قبول ندارند:
-
کوچک شمردن تدبیر:
مردم تدبیر الهی در عالم، مانند گرمای تابستان یا قطع باران، را در حدّ فهم و درک خود تفسیر و توجیه میکنند. در ذهنشان، خدا از یک «مدیر ناحیه» که سیاستهایش مشخص است، بزرگتر نیست. این تلقی، عین تکبر بشر است که خود را در جایگاه داور افعال الهی میبیند.
-
کرنش خدا به قوانین:
این ناباوری به جایی میرسد که مردم خدا را مقید به قوانین مادی و بشری میدانند و معتقدند که خدا «کرنش کرده و ذلیل» قوانینی شده که خود آفریده است.
-
خوف و رجای غایب:
در زمان پیامبر (ص)، پدیدههایی چون خسوف، با خوف و رجای مطلق مواجه میشدند (لا یُدری عَلَی الرَّحمَةِ او کُسِفَت اَمّی العَذاب)؛ اما امروز، اعتماد به تکنولوژی و توجیهات علمی، ترس از عظمت الهی را از بین برده است. احیای تکبیر در عصر ظهور، این «حال ترس» و اعتراف به نفهمیدن قصد خدا را باز میگرداند.
-
رضایت مطلق:
تکبیر، اعتراف به این است که خدا کُلّاً بزرگتر از فهم ما کار میکند. نتیجهٔ نهایی آن، رضایت به کارهای خدا است. موحد واقعی، حتی وقتی فرعون چهل سال بر موسی مسلط است، الله اکبر میگوید و میداند خدا صلاحش را رقم زده است. این ایمان مطلق، ثمرهٔ احیای تکبیر است.
۳. تمجید: درک عظمت در ندادهها
تمجید (مجید بودن یا سرآمد و زیبا بودن کار خدا)، آخرین رکنی است که مردم امروز از آن غافلاند:
-
نقص در ندادهها:
مردم مجید بودن خدا را در کارهایی که به ظاهر نقص دارند (ندادن فرزند، فقر، اجابت نشدن دعا) قبول ندارند. آنها خود را بینقص و خالق را متهم به نقص میکنند.
-
سرآمد بودن کار خدا:
آیتالله مدرسی تأکید دارند که خدا در ندادههایش نیز مجید است. اگر فردی بیبچه میماند، خدا دعاهای او را برای آبادانی قیامتش و مقامات بهشتی ذخیره میکند؛ این «بهترین کار» و «شیرینترین کار» است که بشر آن را نمیبیند.
-
سختی درک مجد:
درک مجد الهی در حوادثی مانند مصائب حضرت صالح (صد سال فحش خوردن) یا مصائب امام حسین (ع) (آب نخوردن عیال) برای انسان امروز که مربی ندارد، ممکن نیست. تنها کسی مانند حضرت زینب (س) که به کبریای الهی متصل بود، توانست بگوید: «ما رَأیتُ إلّا جَمیلاً».
-
نقش امام زمان (عج):
احیای تکبیر و تمجید در عصر ظهور، با ظهور مذکّر و مبیّن (امام مهدی عج)، مردم را به درجهای از معرفت میرساند که کارهای خدا را مطلقاً زیبا، قشنگ و سَرِکارها بدانند. در آن زمان است که نیاز ما به خدا و بینیازی از غیر او، به روشنی جلوه میکند.
نتیجهگیری
بر اساس وعدهٔ الهی، نقص بزرگ عصر غیبت، فاسد بودن درک عمومی از تسبیح، تقدیس، تهلیل، تکبیر و تمجید است. احیای تکبیر و تمجید در عصر ظهور توسط حضرت مهدی (عج)، مردم را از تکبر و ناباوری نسبت به رأی و تدبیر الهی نجات میدهد و آنها را به درجهای از معرفت میرساند که کارهای خدا را مطلقاً سَرِکارها و مجید بدانند. احیای تکبیر