درس خارج اصول بدعت گذاری در دین چیست؟ بررسی روایات و پیامدهای خطرناک آن
مقدمه: چیستی و خطرات بدعت گذاری
در جلسات پیشین، به ریشهیابی مخالفت ائمه اطهار (علیهم السلام) با «اجتهاد به رأی» پرداخته شد. یکی از دلایل محوری این مخالفت، پیامد زیانبار و گریزناپذیر «بدعت گذاری» در دین است.
«بدعت» به معنای وارد کردن چیزی در دین است که از جنس دین نیست؛ به عبارت دیگر، حلال را حرام و حرام را واجب کردن، در حالی که این تغییرات ریشه در اسلام ندارند.
این پدیده، دین را از مسیر اصیل خود منحرف ساخته و عواقب جبرانناپذیری برای فرد و جامعه به دنبال دارد. «بدعتگذاری» یکی از جدیترین انحرافاتی است که میتواند از دل «اجتهاد به رأی» سر برآورد.
بخش اول: رابطه تنگاتنگ «اجتهاد به رأی» و «بدعت گذاری»
«اجتهاد به رأی»، که بر اساس دیدگاهها و نظرات شخصی افراد بنا میشود، بستری مساعد برای «بدعت گذاری» فراهم میآورد.
هنگامی که افراد به جای تکیه بر منابع وحیانی و سنت نبوی و اهل بیت (علیهم السلام)، به آرای شخصی خود رجوع میکنند، ناخواسته راه را برای ورود خرافات و برداشتهای نادرست به دین باز میکنند. این روند، نه تنها موجب گمراهی خود فرد میشود، بلکه دیگران را نیز به ورطه هلاکت میکشاند.
نکته کلیدی: «بدعتگذاری» نتیجه مستقیم و اجتنابناپذیر «اجتهاد به رأی» است.
بخش دوم: روایتی روشنگر از امام موسی کاظم (علیه السلام)
در این راستا، حدیثی از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) به نقل از یونس بن عبدالرحمن، اهمیت پرهیز از «بدعت گذاری» را به وضوح بیان میکند. یونس از امام پرسید: «چگونه خدا را به یگانگی بپرستم؟» امام (علیه السلام) در پاسخ فرمودند:
«یا یونس لا تکونن مبتدعاً، من نظر برأیه هلک، و من ترک اهل بیت نبیّه ضلّ، و من ترک کتاب الله و قول نبیّه کفر»
ای یونس، بدعتگذار مباش! کسی که به رأی خویش (و اجتهاد شخصی) توجه کند، هلاک میشود؛ و هر که اهل بیت پیامبرش را رها کند، گمراه میشود؛ و هر که کتاب خدا و گفتار پیامبرش را رها کند، کافر میگردد.
این روایت، سه ضلع اصلی انحراف را به روشنی ترسیم میکند:
- هلاکت از طریق «اجتهاد به رأی» و «بدعت گذاری»: توجه به رأی شخصی، فرد را به سمت «بدعتگذاری» سوق داده و عاقبت او را هلاکت میسازد.
- گمراهی از طریق ترک اهل بیت (علیهم السلام): اهل بیت (علیهم السلام) مفسران راستین قرآن و سنت هستند و ترک ایشان، موجب گمراهی خواهد شد.
- کفر از طریق ترک قرآن و سنت: در نهایت، رها کردن منابع اصلی دین، یعنی قرآن و سنت، به کفر میانجامد.
این جملات، در واقع تبیینکننده یکدیگر هستند؛ علت «بدعتگذاری»، «اجتهاد به رأی» است و علت روی آوردن به رأی و نظر شخصی، ترک اهل بیت (علیهم السلام) و در نتیجه، کنار گذاشتن قرآن و سنت میباشد.
بخش سوم: «بدعتگذاری» و نسبت دروغ به خداوند
یکی دیگر از پیامدهای وخیم «اجتهاد به رأی» و «بدعت گذاری»، نسبت دادن دروغ و افترا به خداوند است. حکمی که از راه رأی و نظر شخصی به دست میآید، یا صحیح است یا خطا.
- در صورت صحت:
اگر حکم صحیح باشد، چون بر اساس دلیل شرعی معتبر (وحیانی) استوار نیست و از پیش خود فرد صادر شده، اجر و پاداشی ندارد. مرحوم آقا نبوی این را «حسابسازی شخصی» نامیده است.
- در صورت خطا:
اگر حکم اشتباه باشد، چون فرد، آن رأی شخصی را به عنوان حکم الهی قلمداد کرده و به خداوند نسبت میدهد، مرتکب دروغ و افترا بر خدا شده و مستحق عقاب خواهد بود. ائمه اطهار (علیهم السلام) از این جهت که «اجتهاد به رأی» راهی مطمئن نیست و منجر به افترا بر خداوند میشود، با آن مخالفت میکردند. «بدعتگذاری» در واقع مصداق بارز این افتراست.
بخش چهارم: روایات هشداردهنده درباره «بدعتگذاری» و «اجتهاد به رأی»
برای درک عمیقتر خطرات «بدعتگذاری» و «اجتهاد به رأی»، به چند روایت بسنده میکنیم:
-
روایت اول (امام باقر علیه السلام):
ابو بصیر از امام باقر (علیه السلام) پرسید: «مسائلی برای ما پیش میآید که حکمش را در قرآن و سنت نمییابیم. در این موارد رأی خود را میگوییم [اشکالی دارد؟]» امام (علیه السلام) فرمودند:
«أما انّک إن أصبت لم توجر، وإن أخطأت کذبت علی الله»
«[این کار را نکنید] زیرا اگر درست گفته باشی، پاداش نداری و اگر خطا کنی، بر خدا دروغ بستهای.»
این روایت به روشنی بیان میکند که حتی در صورت صحت رأی، پاداشی در کار نیست و در صورت خطا، فرد گناه بزرگ دروغ بستن به خدا را مرتکب شده است.
-
روایت دوم (امام باقر علیه السلام):
در حدیثی دیگر، امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
«من افتی الناس برأیه فقد دان الله بما لا یعلم، و من دان الله بما لا یعلم فقد ضادالله حیث أحلّ و حرّم فیما لا یعلم»
«کسی که با رأی خویش به مردم فتوا دهد، نادانسته خداپرستی کرده است؛ و آن که ندانسته خداپرستی کند، با خدا به مخالفت برخاسته است؛ چرا که ندانسته چیزی را حلال و حرام کرده است.»
این روایت، «اجتهاد به رأی» را نوعی جهل در دینداری و موجب مخالفت با خدا معرفی میکند. «بدعتگذاری» دقیقاً در همین چارچوب قرار میگیرد.
- روایت سوم (امیرالمؤمنین علی علیه السلام):
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند:
«إنّ المؤمن لم یأخذ دینه عن رأیه و لکن اتاه عن ربّه فأخذ به»
«مؤمن هرگز دینش را از رأی خود نمیگیرد، بلکه آن را از پروردگارش میگیرد و بدان عمل میکند.»
این حدیث، اساس دینداری صحیح را تسلیم در برابر پروردگار و تبعیت از اوامر الهی (از طریق وحی و سنت) میداند، نه پیروی از رأی و هوای نفس.
بخش پنجم: ماهیت اسلام؛ تسلیم، نه رأیگرایی
مرحوم صدوق (ره) در شرح حدیث فوق، نکته مهمی را یادآور میشوند: «الاسلام هو التسلیم»، یعنی اسلام، دین تسلیم و تعبد است. در دین، جایی برای رأی و هوای نفس افراد وجود ندارد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در جای دیگری فرمودند: «و الدین فلیس بالرأی، انّما هو الاتباع»، یعنی دین، چیزی جز پیروی (از حق) نیست؛ پس نمیتوان آن را از راه رأی به دست آورد. اگر دین از راه رأی و هوای نفس به دست آید و هر حکمی از راه رأی به عنوان دین تلقی شود، اساس و بنیان فقه اسلام از بین میرود.
بخش ششم: پیامدهای ویرانگر «بدعتگذاری» و پذیرش «رأی» به جای دین
ابن شهر آشوب (ره) در مناقب، از قول امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل میکند که:
«یبطل حدود ما انزل الله فی کتابه علی نبیّه محمد , و یقال: رأی فلان و زعم فلان، و یتخذ الآراء و القیاس و ینبذ القرآن وراء الظهور، فعند ذلک تشرب الخمر و تسمّی بغیر اسمها…»
«پذیرش «رأی» و «بدعت گذاری»، حدود و احکامی را که خداوند در کتاب خود بر پیامبرش محمد (صلی الله علیه و آله) نازل کرده است، باطل و نابود میسازد.
به جای آن که گفته شود حکم خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین است، گفته میشود:
«رأی فلان» یا «گمان فلان شخص» چنین است. آراء و قیاسها جای دین را میگیرند و قرآن پشت سر انداخته میشود. در چنین زمانی است که شراب (یا هر حرام دیگری) نوشیده میشود و نامی جز نام خود بر آن مینهند (و آن را حلال جلوه میدهند)!»
این سخن، عمق فاجعه «بدعت گذاری» را نشان میدهد؛ جایی که احکام الهی زیر پا گذاشته شده، نام دین بر برداشتهای شخصی نهاده میشود و قبح گناهان شکسته میشود.
نتیجهگیری: پایبندی به وحی، راه نجات از «بدعت بگذاری»
«بدعت گذاری» یکی از جدیترین آفات دین است که ریشه در «اجتهاد به رأی» و دوری از منابع اصیل وحیانی دارد. روایات متعدد اهل بیت (علیهم السلام) بر این نکته تأکید دارند که دین، مسیر تسلیم در برابر اوامر الهی است و رأی و نظر شخصی، نه تنها راهی به سوی حقیقت نیست، بلکه موجب هلاکت، گمراهی و افترا بر خداوند میشود.
پایبندی به قرآن و سنت، و رجوع به هدایت اهل بیت (علیهم السلام)، تنها راه مصون ماندن از دام «بدعتگذاری» و حفظ اصالت دین است.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.