بدعت گذاری

درس خارج اصول تعریف علم اصول فقه بررسی و نقد دیدگاه‌های خویی، بروجردی و صدر/ جلسه10

مناقشات پیرامون تعریف علم اصول فقه

جلسه دهم:

 بررسی و نقد تعاریف علم اصول فقه از دیدگاه مرحوم خویی، بروجردی و صدر

تحلیل و ارزیابی تعاریف ارائه شده برای علم اصول فقه توسط فقهای معاصر (مرحوم خویی، مرحوم بروجردی و شهید صدر) و بررسی اشکالات وارد بر هر یک در راستای ارائه تعریف جامع و مانع برای این علم.

مقدمه:

در این جلسه، به بررسی و نقد تعاریف ارائه شده برای علم اصول فقه توسط سه تن از فقهای برجسته معاصر، یعنی مرحوم آیت‌الله خویی، مرحوم آیت‌الله بروجردی و شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر می‌پردازیم. هدف از این بررسی، یافتن نقاط قوت و ضعف هر یک از این تعاریف و در نهایت، درک دقیق‌تری از ماهیت و قلمرو علم اصول فقه است.

بخش اول: تعریف مرحوم آیت‌الله خویی و مناقشات پیرامون آن

  • تعریف:

مرحوم خویی علم اصول را «علم به قواعدی که بالذات در طریق استنباط احکام شرعی کلی الهی قرار می‌گیرند، بدون نیاز به ضمیمه شدن کبری یا صغری اصولی دیگر به آن‌ها» تعریف کرده‌اند.

  • اشکال:

اشکال اساسی وارد بر این تعریف، عدم شمول آن نسبت به مباحث الفاظ است. به این بیان که صرف ظهور امر در وجوب، برای استنباط حکم شرعی کافی نیست و نیاز به ضمیمه شدن حجیت ظهور (که یک قاعده اصولی است) دارد.

  • پاسخ مرحوم خویی:

ایشان در پاسخ می‌فرمایند که حجیت ظهور فی الجمله از واضحات و مسائل بدیهی است و منظور از ضمیمه اصولی، مسائل نظری اصولی است که نیاز به بحث و استدلال دارند. بنابراین، مباحث الفاظ به طور متعارف بدون نیاز به ضمیمه اصولی نظری، منجر به نتیجه فقهی می‌شوند.

  • مناقشه:

این پاسخ مورد مناقشه قرار گرفته است؛ زیرا حجیت ظهور غیر مفید وثوق، از بدیهیات نبوده و مورد اختلاف فقهاء است. برخی حجیت ظهور را مشروط به افاده وثوق می‌دانند.

بخش دوم: پاسخ مرحوم خویی به شمول قواعد فقهی در تعریف مشهور و مناقشه در آن

  • اشکال به تعریف مشهور:

تعریف مشهور («علم به قواعد ممهده برای استنباط احکام شرعی») شامل قواعد فقهی مانند «لاضرر» و «مایضمن بصحیحه…» نیز می‌شود.

  • پاسخ مرحوم خویی:

ایشان در پاسخ می‌فرمایند که «استنباط» در مقابل «تطبیق» است و در قواعد فقهی، استنباط صورت نمی‌گیرد بلکه قاعده فقهی بر حکم شرعی کلی تطبیق می‌شود.

  • مناقشه:

این پاسخ نیز مورد مناقشه قرار گرفته است؛ زیرا «استنباط» به معنای استخراج است که اعم از تطبیق بوده و شامل آن نیز می‌شود. اشکال عمده دیگر این است که طبق بیان مرحوم خویی، تفاوت مباحث فقهی و اصولی صرفاً به تغییر عنوان بحث بستگی پیدا می‌کند، در حالی که منطقاً تغییر عنوان بدون تغییر محتوا نباید موجب تغییر ماهیت علم شود.

بخش سوم: تعریف مرحوم آیت‌الله بروجردی و مناقشه در آن

  • تعریف:

مرحوم بروجردی علم اصول را «علمی که در آن از مصادیق حجت در فقه بحث می‌شود» تعریف کرده‌اند.

  • مزایا:

طبق این تعریف، مباحث لغوی و رجالی از علم اصول خارج می‌شوند؛ زیرا مربوط به تعیین مصادیق حجت در فقه نیستند، بلکه مقدمه برای فهم و استفاده از حجت شرعی (مانند خبر ثقه) هستند. اصول عملیه نیز داخل در این تعریف می‌شوند؛ زیرا از مواردی هستند که مورد احتجاج قرار می‌گیرند.

  • مناقشه:

اشکال وارد بر این تعریف آن است که لازمه آن، خروج مباحث مهمی همچون مباحث الفاظ، مقدمه واجب و اقتضای امر به شیء نهی از ضد آن از علم اصول و داخل شدن آن‌ها در مبادی علم اصول است. این در حالی است که این مباحث به صورت استطرادی مطرح نمی‌شوند، بلکه از ارکان اصلی علم اصول به شمار می‌روند.

بخش چهارم: تعریف شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر

  • تعریف اولیه:

شهید صدر علم اصول را «علم به قواعد سیّاله که به وسیله آن‌ها بر جعل شرعی کلی استدلال می‌شود» تعریف کرده‌اند.

  • تعریف تفصیلی:

ایشان در تعریف دقیق‌تر می‌فرمایند: «علم اصول، علم به عناصر مشترک در استدلال فقهی خاص است که فقیه از آن‌ها به عنوان دلیل بر جعل شرعی کلی استفاده می‌کند.»

  • مزایا:

طبق این تعریف، قواعد رجالی از علم اصول خارج می‌شوند؛ زیرا عرفاً دلیل بر جعل شرعی نیستند، بلکه موضوع دلیل شرعی (خبر ثقه) را تنقیح می‌کنند. قواعد لغوی نیز دلیل بر حکم شرعی نیستند، بلکه موضوع دلیل شرعی (حجیت ظهور) را تنقیح می‌کنند.

  • توضیح واژه “دلیل”:

لازم به ذکر است که منظور از “دلیل” در این تعریف، “حجت” است. بنابراین، تعریف دقیق‌تر این است: «علم اصول، علم به قواعدی است که فقیه آن‌ها را به عنوان حجت بر جعل شرعی کلی استعمال می‌کند.»

نتیجه‌گیری:

هر یک از تعاریف مطرح شده برای علم اصول فقه، دارای نقاط قوت و ضعفی هستند. تعریف مرحوم خویی با اشکال عدم شمول مباحث الفاظ مواجه است. تعریف مرحوم بروجردی اگرچه برخی از اشکالات تعریف مشهور را رفع می‌کند، اما موجب خروج مباحث مهمی از علم اصول می‌شود. به نظر می‌رسد تعریف شهید صدر با تأکید بر «قواعد سیّاله» و «عناصر مشترک در استدلال فقهی» و تأکید بر استفاده فقیه از این قواعد به عنوان «حجت بر جعل شرعی کلی»، تعریف دقیق‌تر و جامع‌تری برای علم اصول فقه ارائه می‌دهد و بسیاری از اشکالات وارد بر تعاریف پیشین را برطرف می‌سازد.

جلسه قبل درس خارج اصول

بدون دیدگاه