درس خارج اصول حجیت خبر واحد، سنت و مفاد کان: مناظره اصولی آخوند و شیخ
جلسه پانزدهم:
بررسی اشکال مرحوم آخوند خراسانی بر پاسخ مرحوم شیخ انصاری در مورد جایگاه بحث حجیت خبر واحد در علم اصول.
مقدمه:
در جلسه پانزدهم مباحث اصولی، محور گفتوگو پیرامون مناقشهای عمیق میان دو عالم بزرگ، مرحوم آخوند خراسانی و مرحوم شیخ مرتضی انصاری، در خصوص جایگاه و ماهیت بحث حجیت خبر واحد در علم اصول فقه قرار دارد. این مناقشه ریشه در اشکالی دارد که پیشتر مرحوم آخوند بر دیدگاه صاحب فصول در همین زمینه وارد کرده بود. برای درک بهتر این تبادل نظر، لازم است تا به تبیین دقیقتر دیدگاه هر یک از این بزرگان و استدلالهای ایشان بپردازیم.
یادآوری اشکال مرحوم آخوند بر صاحب فصول:
در جلسات پیشین، اشاره شد که مرحوم آخوند خراسانی بر صاحب فصول اشکال وارد کردهاند مبنی بر اینکه بحث از حجیت خبر واحد، به عنوان یک دلیل شرعی، در حقیقت بحث از عوارض ذاتیه موضوع علم اصول فقه (که ادله اربعه یا قواعد کلی استنباط احکام شرعی تلقی میشود) محسوب نمیگردد.
به عبارت دیگر، حجیت خبر واحد، کیفیتی است که به خود خبر عارض میشود، نه به ذات سنت یا قرآن یا اجماع یا عقل به عنوان منابع اصلی استنباط. از این رو، طرح این بحث در زمره مباحث مربوط به عوارض ذاتیه موضوع علم اصول جایگاهی ندارد.
پاسخ مرحوم شیخ انصاری در کتاب رسائل:
مرحوم شیخ انصاری، که به دقت و عمق نظر مشهور است، در مقدمه بحث خبر واحد در کتاب گرانسنگ «رسائل»، به این اشکال توجه ویژهای مبذول داشته است. به نظر میرسد که شیخ با طرح یک «دخل مقدر» – یعنی پیشبینی و پاسخگویی به یک اشکال احتمالی پیش از طرح مستقیم بحث – سعی در تبیین جایگاه صحیح بحث حجیت خبر واحد در منظومه علم اصول دارد. چه بسا همین تنبیه و توجه شیخ به این مسئله، موجب دقت نظر بیشتر مرحوم آخوند نیز در ادامه مباحث شده باشد.
استدلال اصلی شیخ در پاسخ به این اشکال
استدلال اصلی شیخ در پاسخ به این اشکال، مبتنی بر این ایده است که اساساً بحث از حجیت خبر واحد، در نهایت به پرسشی اساسیتر بازمیگردد: ماهیت سنت چیست و آیا میتوان سنت معصوم (علیهالسلام) را از طریق خبر واحد اثبات نمود؟
به تعبیر دیگر، وقتی ما در علم اصول پیرامون حجیت خبر واحد بحث میکنیم، هدف غایی ما این است که دریابیم آیا میتوان به واسطه یک خبر واحد (که ممکن است متواتر نباشد و یقینآور به ذات خود نباشد) به این قطع و یقین دست یافت که یک قول یا فعل خاص، در واقع سنت و فعل معصوم بوده است یا خیر.
شیخ در ادامه استدلال خود، به بحث تعادل و تراجیح میان ادله نیز اشاره میکند. در مقام تعارض میان دو خبر واحد، سؤال اساسی این است که آیا میتوان با ترجیح یکی از این دو خبر بر دیگری (بر اساس مرجحات عقلی یا نقلی)، سنت معصوم را اثبات نمود و بر طبق آن عمل کرد یا خیر.
این نشان میدهد که از دیدگاه شیخ، محور اصلی بحث، همانا اثبات سنت است و حجیت خبر واحد، ابزاری برای رسیدن به این هدف محسوب میشود.
بنابراین، شیخ انصاری معتقد است که موضوع اصلی در اینجا، نفس «سنت» است و بحث از حجیت خبر واحد، در واقع بحث از یکی از عوارض و لوازم آن است؛ یعنی چگونه میتوان به سنت دست یافت و آیا خبر واحد میتواند این نقش را ایفا کند یا خیر.
به این ترتیب، شیخ سعی میکند تا بحث حجیت خبر واحد را به عنوان یکی از مباحث مرتبط با عوارض سنت در علم اصول مشروعیت بخشد و از اشکال صاحب فصول و متعاقباً آخوند دفاع نماید.
اشکال مرحوم آخوند خراسانی به پاسخ مرحوم شیخ:
با وجود این تلاش مرحوم شیخ، مرحوم آخوند خراسانی همچنان بر اشکال خود پافشاری میکند و پاسخ شیخ را ناکافی میداند. او معتقد است که ارجاع بحث حجیت خبر واحد به بحث ثبوت سنت به وسیله خبر واحد، در حقیقت دور باطل است و همچنان ما را در دایره بحث از حجیت خبر واحد نگاه میدارد و مشکلی را حل نمیکند.
آخوند برای تبیین دقیقتر اشکال خود، به یک تقسیمبندی مهم در مباحث منطقی و فلسفی اشاره میکند: تمایز میان «مفاد کان تامه» و «مفاد کان ناقصه».
مفاد کان تامه:
به بحث پیرامون اصل وجود و تحقق یک موضوع میپردازد. به عنوان مثال، وقتی میپرسیم «آیا زید موجود است؟»، سؤال ما ناظر به اصل تحقق وجود زید است.
مفاد کان ناقصه:
به بحث پیرامون صفات، عوارض و احوال یک موضوع مفروض الوجود میپردازد. به عنوان مثال، وقتی میپرسیم «آیا زیدِ موجود، عادل است؟»، ما ابتدا وجود زید را مفروض گرفتهایم و سپس در مورد یکی از صفات او (عدالت) سؤال میکنیم.
بر اساس این تقسیمبندی، مرحوم آخوند استدلال میکند که بحث در هر علم، ذاتاً باید پیرامون عوارض ذاتیه موضوع آن علم باشد (که از سنخ «مفاد کان ناقصه» است).
اشکال او به شیخ این است که بحث ما در علم اصول این است که آیا مباحثی نظیر حجیت خبر واحد، واقعاً از عوارض موضوع علم اصول (سنت) هستند یا خیر. لذا، پیش از پرداختن به این بحث، ابتدا باید اصل موضوع (سنت) به عنوان موضوع علم اصول ثابت شود («مفاد کان تامه» تحقق یابد).
به عبارت دیگر، آخوند معتقد است که شیخ ابتدا باید نشان دهد که سنت، به عنوان موضوع علم اصول، چیست و چه خصوصیاتی دارد، و سپس بحث کند که آیا حجیت خبر واحد از جمله عوارض ذاتیه آن خصوصیات است یا خیر.
طرح این سؤال که «آیا سنت با خبر واحد ثابت میشود؟» در واقع پیش از آنکه ما موضوع (سنت) را به درستی تبیین کرده باشیم، نوعی خلط میان بحث از اصل موضوع و بحث از عوارض آن است.
آخوند با طرح این مثال که سؤال «هل یثبت السُّنَّه بالخَبَرِ الواحد أم لا؟» از سنخ «مفاد کان ناقصه» است (زیرا وجود سنت مفروض گرفته شده و سؤال از نحوه اثبات آن است)، در حالی که بحث اصلی در علوم نیازمند اثبات خود موضوع («مفاد کان تامه») است، بر این نکته تأکید میکند که پاسخ شیخ نتوانسته است اشکال اولیه را برطرف کند.
اشکال مرحوم آخوند به سخن خود:
نکته قابل توجه در ادامه بحث، این است که مرحوم آخوند پس از طرح این اشکال به شیخ، به یک اشکال درونی در استدلال خود اشاره میکند. او متوجه میشود که استدلال او نیز ممکن است با چالشی مواجه شود.
آخوند بیان میدارد که اگر ما بحث در ثبوت سنت را از سنخ «مفاد کان تامه» بدانیم، در این صورت، این بحث ذاتاً از عوارض ذاتیه موضوع علم اصول نخواهد بود. زیرا بحث از اصل وجود یک موضوع، با بحث از صفات و عوارض آن متفاوت است.
او سپس توضیح میدهد که منظور از بحث در ثبوت سنت به وسیله خبر واحد، در واقع بحث از ثبوت واقعی و تکوینی یک قول به عنوان سنت نیست (که حقیقتاً از معصوم صادر شده باشد و «مفاد کان تامه» باشد). بلکه، بحث اصلی در این مباحث اصولی، پیرامون ثبوت تعبدی سنت است.
ثبوت تعبدی به این معناست که شارع مقدس (خداوند یا معصوم) به ما امر کرده است که بر طبق این خبر واحد عمل کنیم، حتی اگر به طور قطعی از صدور آن از معصوم اطمینان نداشته باشیم. در این صورت، حجیت خبر واحد به معنای وجوب عمل بر طبق آن است، به عنوان یک سنت نقل شده.
بنابراین، از این منظر، وجوب عمل به خبر واحد (به عنوان سنت نقل شده)، در حقیقت به خود خبر واحد (به عنوان ناقل سنت) عارض میشود، نه مستقیماً به ذات سنت. به عبارت دیگر، حجیت و الزامآور بودن خبر، از عوارض و ویژگیهای خود خبر است، نه از عوارض ذاتیه خود سنت به عنوان یک واقعیت تاریخی.
نتیجهگیری نهایی:
مناقشه میان مرحوم شیخ انصاری و مرحوم آخوند خراسانی در این بخش از مباحث اصولی، نشاندهنده دقت نظر و عمق کاوشهای این دو عالم بزرگ در فهم مبانی علم اصول فقه است.
شیخ تلاش میکند تا با تأکید بر نقش خبر واحد در اثبات سنت، بحث حجیت آن را در زمره مباحث مربوط به سنت در علم اصول قرار دهد. در مقابل، آخوند با تکیه بر تمایز میان بحث از اصل موضوع و بحث از عوارض آن، این استدلال را به چالش میکشد.
نکته قابل تأمل در پایان این جلسه، خودآگاهی نقادانه مرحوم آخوند است که متوجه ظرافتهای استدلال خود میشود و به اشکال احتمالی آن نیز اشاره میکند.
او نهایتاً به این جمعبندی میرسد که بحث حجیت خبر واحد، بیشتر به ویژگیها و عوارض خود خبر بازمیگردد (وجوب عمل به آن)، تا آنکه مستقیماً از عوارض ذاتیه خود سنت به عنوان موضوع علم اصول محسوب شود. این مناقشه، اهمیت بنیادین تعریف دقیق موضوع علم اصول و تعیین مرزهای مباحث مرتبط با آن را به خوبی نشان میدهد.