غیبت امام زمان

خورشید فروزان غیبت امام زمان (عج): عواقب انکار قائم و راز مرگ جاهلیت/ جلسه 47

خورشید فروزان غیبت امام زمان (عج): عواقب انکار قائم و راز مرگ جاهلیت

 

جلسه چهل و هفتم:

 غیبت امام زمان (عج): میزان بندگی و آزمون ولایت

اهمیت مسئله غیبت

بحث غیبت امام زمان، حضرت مهدی (عج)، یکی از محوری‌ترین و حیاتی‌ترین مباحث در جهان تشیع است که نه تنها یک واقعه تاریخی، بلکه یک معیار سنجش برای ایمان و بندگی محسوب می‌شود.

متن حاضر به به‌طور صریح به عواقب انکار امام قائم (عج) در زمان غیبت می‌پردازد و جایگاه وجودی ایشان را به عنوان میزان و نفس خدا در نظام هستی تشریح می‌کند. هدف از این خلاصه، تبیین جایگاه حیاتی امام مهدی (عج) و تأکید بر این حقیقت است که سعادت اخروی ما با پذیرش ولایت ایشان در دوران غیبت گره خورده است.

نکات کلیدی پیرامون غیبت و ولایت

بر اساس روایات و فرمایشات مطرح شده، عدم پذیرش و انکار امام زمان (عج) در زمان غیبت عواقب بسیار سنگینی دارد که ماهیت دین‌داری انسان را زیر سوال می‌برد.

۱. امام زمان (عج)، میزان و معیار قبولی اعمال

  • انکار قائم، انکار کل رسالت:

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “مَنْ أَنْكَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِی فَقَدْ أَنْكَرَنِی” (بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۳). این بدان معناست که عدم پذیرش ولایت امام، حتی در غیبت، به منزله انکار اساس رسالت و نبوت پیامبر (ص) است.

  • ابطال اعمال در صورت انکار:

اگر شخصی، حتی با وجود اعمال صالحی چون نماز، روزه و حج، ولیّ خدا را انکار کند، هیچ یک از اعمالش مقبول نخواهد شد. امام به عنوان “میزان” (وَضَعَ المیزان) الهی، معیار سنجش حق و باطل است. پرونده اعمال تنها پس از پذیرش ولایت ایشان باز می‌شود.

  • انکار در غیبت، مرگ جاهلی:

رسول اکرم (ص) همچنین فرموده‌اند: “مَنْ أَنْكَرَ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِی فِی زَمَانِ غَیْبَتِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً” (بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۳). این روایت نشان می‌دهد که شرایط غیبت، با وجود مهیا بودن عذر برای بسیاری، اهمیت اعتقاد به ایشان را کاهش نمی‌دهد و منکر ایشان مانند اهل جاهلیت، بدون سیّد و سرور از دنیا می‌رود.

۲. جایگاه وجودی امام مهدی (عج)

  • نفس خدا:

در زیارت امیرالمؤمنین (ع) آمده است: “نَفْسِ اللَّه تَعالي القائمة فيهِ بالسُّنَنِ”. این عبارت نشان می‌دهد که در خصوصیات، معامله با امام مهدی (عج) همانند معامله با خداوند است. منکر خدای ندیده و منکر مهدی (عج) ندیده، از حیث کفر یکی هستند.

  • جمع‌کننده حاصل زندگی:

امام مهدی (عج) به مثابه مدیری است که تلاش‌ها و زحمات مؤمنان را دسته‌بندی، منظم و مُهر قبولی می‌زند. بدون وجود امام، این تلاش‌ها پراکنده شده و حاصل زندگی و ثمره‌ای نخواهند داشت.

۳. اسارت و نیاز به سیّد در دوران غیبت

  • بشریت اسیر است: در دوران غیبت، انسان‌ها اسیر انواع محدودیت‌ها و وابستگی‌ها هستند (مانند اسارت در برابر خواب، خوراک، مرگ و رزق).

  • نیاز به سیّد و سرور: این اسارت‌ها باید به عزّت تبدیل شوند. وظیفه ولیّ یا والی این است که زحمات زیرمجموعه را تبدیل به عزّت و آینده کند. انتخاب سیّد (سرور) اشتباه (مانند پول، مقام یا شهردار) موجب تلخی و ضلالت عمر می‌شود.

  • غیبت، عامل محرومیت: در زمان غیبت، عدم حضور امام باعث محرومیت شیعیان، حتی طالبان نورانیت از نورانیت و طالبان دنیا از دنیا می‌شود. این “بی‌سروری” دردی سخت‌تر از سایر دردها است.

نتیجه‌گیری:

متن به این حقیقت اشاره دارد که ما در آخرالزمان قرار داریم. عصر کنونی، عصر خِذلان و خودبینی غرب و شرق است، جایی که دستاوردها به جای خداوند، از آنِ خود شمرده می‌شوند. ظهور حضرت مهدی (عج) در آخرین مرحله بشریت، پرده از این سراب‌ها برخواهد داشت.

وظیفه اصلی مؤمن در غیبت امام زمان، درک عمیق مقام و جایگاه ایشان، پرهیز از جهل مُقیم (عادت کردن به درد بی‌امامی) و آمادگی برای بیداری است. تنها راه جبران این ضرر، شناخت و عرضه اعمال و اعتقادات به ایشان است تا زحمات ما در نهایت مُهر قبولی بخورد و حاصل دائمی پیدا کند. در نهایت، با وجود تمام سختی‌ها، یقین به شفاعت و دستگیری حضرت در لحظات مرگ، تسلّی‌بخش است، اما نباید از محرومیت‌های دوران غیبت غافل شد.

مشاهده قسمت قبل

https://www.aparat.com/v/nvzw4n5?playlist=9287931

بدون دیدگاه