درس خارج اصول تاریخچه اجتهاد در فقه شیعه ،اصولیون و اخباریون/ جلسه 19

درس خارج اصول تاریخچه اجتهاد در فقه شیعه

جلسه نوزدهم:

 نقد ابن ابی عقیل تا پیدایش اخباریون

مقدمه

مفهوم  استنباط و اجتهاد در فقه شیعه همواره محل بحث‌های عمیق بوده است. با وجود محوریت اجتهاد نزد اصولیون متأخر، تاریخچه اجتهاد در فقه شیعه نشان می‌دهد که این روش، در مقاطعی، با مخالفت‌های جدی روبه‌رو شده است.

این جلسه به ریشه‌یابی این اختلاف، زمان شروع اجتهاد متداول، و نقد وارده بر بنیان‌گذاران آن می‌پردازد و در نهایت، زمینه‌های پیدایش دو طیف بزرگ فقهی، یعنی اصولیون و اخباریون، را معرفی می‌کند.

 

آغاز اجتهاد متداول و نقد مکتب ابن ابی عقیل

در بررسی تاریخچه اجتهاد در فقه شیعه، دو دیدگاه دربارهٔ زمان شروع اجتهاد مطرح است: اجتهاد در فقه شیعه

  1. قرن چهارم: برخی شروع اجتهاد با سیاق امروزی را به قرن چهارم هجری می‌رسانند و ابن ابی عقیل نعمانی (معاصر مرحوم کلینی) را بنیان‌گذار این شیوه می‌دانند. پیش از او، کتب فقهی، همان کتب حدیث بودند؛ مانند کتاب‌های شیخ صدوق و کافی که در آن‌ها فتوا، عین متن حدیث بود.
  2. عهد ائمه (ع): عده‌ای دیگر ریشهٔ مسائل اصول فقه را به عهد ائمه (ع) باز می‌گردانند و معتقدند که ائمه خود، پایه‌گذار مسائلی از این علم بوده‌اند.

 

وصف بدعی و نقد شیخ مفید

خط فکری ابن ابی عقیل و شاگردش ابن جنید اسکافی به دلیل استفاده از ظن و قیاس‌های رایج میان اهل سنت، به عنوان “روش بدعی” مشهور شد. شیخ مفید، که معاصر ابن جنید بود، به‌شدت به این روش انتقاد کرد. ایشان در المسائل السرویة بیان داشت:

ابن جنید در کتب خود، احکامی را وارد کرده که بر اساس ظن عمل کرده و در آن‌ها از مذهب مخالفین و قیاس رذل استفاده نموده، به‌طوری که منقول از ائمه (ع) را با نظرات شخصی خود درهم آمیخته است.

 

دلایل مخالفت با علم اصول و تحول آن

۱. دلیل تاریخی و روشی: ورود ظن و قیاس به استنباط

مخالفت‌های اولیه در شیعه، به‌ویژه از سوی فقهایی مانند شیخ مفید، متوجه روش‌های استنباطی‌ای بود که توسط فقیهانی مثل ابن ابی عقیل نعمانی و به‌ویژه ابن جنید اسکافی پایه‌گذاری شده بود. این مخالفت یک دلیل ماهوی داشت:

 

  • اختلاط با اصول اهل سنت:

هستهٔ اصلی مخالفت، آن بود که این روش‌های جدید اجتهاد، از اصول فقه عامه (اهل سنت) متأثر شده و عناصری مانند قیاس (مقایسهٔ حکم یک مسئله با مسئلهٔ دیگر) و عمل به ظن (گمان) را وارد فقه شیعه کرد.

  • نقد شیخ مفید:

شیخ مفید این روش را “بدعی” خواند و به‌شدت از آن انتقاد کرد، زیرا آن را عاملی برای درهم آمیختن فتوای مبتنی بر حدیث صحیح ائمه (ع) با آرای شخصی و قیاس‌های فاسد می‌دانست. در دیدگاه ایشان، فقیه باید تنها به نصوص و احادیث قطعی عمل کند و نه گمان‌ها و اجتهادهایی که بر پایه‌های غیرمعتبر بنا شده‌اند.

  • خروج از نص:

از دیدگاه منتقدین، وظیفهٔ فقیه صرفاً نقل و تطبیق متن حدیث و روایت بود. هرگونه فراتر رفتن از متن (نص) و استفاده از ابزارهای عقلی یا ظنی برای کشف حکم، حرام و نوعی بدعت محسوب می‌شد؛ زیرا آن را در تعارض با “کفایت حدیث” می‌دیدند.

 

۲. دلیل ماهیتی و فلسفی: خروج علم اصول از مسیر اولیه

دلیل دومی که به‌ویژه در دوره‌های بعد (قرن ۱۱ به بعد) موجب افزایش مخالفت‌ها و ظهور جدی مکتب اخباری‌گری شد، تغییر ماهیت خود علم اصول بود:

  • رنگ و بوی فلسفی:

علم اصول، که در ابتدا مجموعه‌ای از قواعدی برای فهم صحیح روایت و کلام معصوم بود، در دوره‌های متأخر، با ورود اندیشمندان و فلاسفه، دچار تغییرات ماهیتی شد. این علم “طابع فلسفی” به خود گرفت.

  • پیچیدگی و ابهام:

این تحول باعث شد تا مباحث اصول فقه بسیار پیچیده و انتزاعی شود و از مسائل کاربردی فقهی فاصله بگیرد.

  • اعتراض اخباریون متأخر:

اخباریون متأخر (مانند وحید بهبهانی و پس از آن) معتقد بودند که این اصول پیچیده، ما را از دسترسی مستقیم و ساده به ائمه (ع) از طریق احادیث دور می‌کند و تبدیل به یک علم کلامی و منطقی صرف شده است که جزئیات آن ربطی به استنباط احکام ندارد.

نتیجه‌گیری

با توجه به تاریخچه اجتهاد در فقه شیعه، اختلاف میان اصولیون و اخباریون، ریشه در چگونگی استفاده از عقل، ظن و قیاس در استنباط دارد. این اختلاف که با نقد تند شیخ مفید بر ابن جنید آغاز شد، در دوره‌های بعد به دلیل ورود عناصر فلسفی به علم اصول، عمق بیشتری پیدا کرد.

برای فهم کامل این نزاع، باید در جلسات آتی به تعریف دقیق اجتهاد و بررسی ادلهٔ استنباط نزد طرفین پرداخت.

 

مشاهده جلسه قبل

 

 

 

بدون دیدگاه