درس اصول علم در اسلام: بررسی مفهوم “بغیر علم” در اجتهاد و فتوا/ جلسه 28

درس اصول علم در اسلام: بررسی مفهوم “بغیر علم” در اجتهاد و فتوا

جلسه بیست و هشتم:

جایگاه علم در اسلام و مذمت اجتهاد “بغیر علم”

در آموزه‌های عمیق اسلامی، به‌ویژه در مکتب تشیع، “علم” جایگاه رفیع و کلیدی دارد. این اهمیت به حدی است که هرگونه اقدام، به‌خصوص در حوزه احکام شرعی و فتوا، بدون تکیه بر “علم” محکوم و مذموم شمرده شده است. بحث مذمت اجتهاد “بغیر علم” در لسان ائمه اطهار (علیهم‌السلام) یکی از محورهای اصلی در فقه شیعه است.

این بحث ضرورت تکیه بر مبانی یقینی و مستند را در استنباط احکام الهی گوشزد می‌کند. این روایات، که به اتخاذ رأی بدون مبنای علمی هشدار می‌دهند، نه تنها بر اهمیت “علم در اسلام” تأکید می‌کنند، بلکه معیارها و شاخصه‌های “علم” حقیقی را نیز تبیین می‌نمایند. هدف این نوشتار، بررسی ابعاد مختلف مفهوم “بغیر علم” در روایات و تبیین آن در چارچوب “علم در اسلام” است.

 احتمالات در مفهوم “بغیر علم” و تبیین “علم در اسلام”

مقصود از “بغیر علم” در متن روایات چیست؟ مرحوم مجلسی در کتاب ارزشمند “مرآة العقول” چند احتمال را مطرح می‌نماید که هر یک به نوعی به تعریف “علم در اسلام” و مرزهای آن اشاره دارند:

  • علم در مقابل ظن، شک و احتمال:

اولین احتمال، “علم” را در مقابل ظن، شک و احتمال قرار می‌دهد. انسان یا به چیزی “یقین” دارد یا یکی از دو طرف احتمال را ترجیح می‌دهد که “ظن” نامیده می‌شود، یا طرفین برای او مساوی هستند که “شک” نام می‌گیرد. طبیعتاً “بغیر علم” شامل هر سه قسم ظن، شک و احتمال می‌شود.

از آنجایی که شک و احتمال مفروغ‌عنه هستند، حرمت فتوای بدون “علم” بیشتر متوجه استنباط‌های ظنی خواهد بود. استنباط حکم و فتوا از ادله ظنی، به واقع و حقیقت نمی‌رسد. کاربرد واژه “بغیر علم” در قرآن کریم نیز در موارد متعددی به معنای ظن به کار رفته است. این احتمال بر اهمیت یقین و دوری از ظنون بی‌اساس در “علم در اسلام” تأکید دارد.

  • “بغیر علم” یعنی بدون دلیل و برهان:

احتمال دوم، “بغیر علم” را به معنای هر فتوایی بدون دلیل و برهان نقلی و عقلی حرام می‌داند. این دیدگاه بر لزوم استناد هر حکم شرعی به مبانی محکم عقلی یا نقلی تأکید می‌کند و هر فتوایی را که فاقد چنین دلایلی باشد، در حیطه “بغیر علم” قرار می‌دهد. این تفسیر نیز بر اهمیت “علم” مستند و مدلل در فقه و “علم در اسلام” صحه می‌گذارد.

  • “علم” فقط ادله سمعی است (کتاب و سنت):

احتمال سوم، “علم” را منحصراً به ادله سمعی (کتاب و سنت) منحصر می‌کند. بر اساس این دیدگاه، هر فتوایی که مستند به کتاب و سنت نباشد حرام است. زیرا تنها حکمی که از کتاب و سنت گرفته شده باشد را می‌توان به خدا نسبت داد.

حکمی که از راه ادله عقلی به دست آید، چون ظنی و از روی استحسان و عدم تشخیص مصلحت و مفسده واقعی است، مشمول فتوای “بغیر علم” خواهد بود. این رویکرد به معنای اهمیت بی‌بدیل وحی در شکل‌گیری “علم در اسلام” است.

  • نهی از فتوای “بغیر علم” متوجه شخص غیرعالم:

احتمال چهارم، نهی از فتوای “بغیر علم” را متوجه شخص می‌داند؛ یعنی کسی که عالم به ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه نیست، حق فتوا ندارد. این دیدگاه بر صلاحیت و اهلیت فرد فتوا دهنده تأکید می‌کند و “علم” را به معنای تخصص و آگاهی عمیق در ابواب فقهی می‌داند. همان‌طور که در حدیث پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) آمده است:

« من أفتی الناس بغیر علم و هو لا یعلم الناسخ من المنسوخ و المحکم من المتشابه فقد هلک و أهلک. »

(کسی که بدون “علم” به مردم فتوا دهد، در حالی که ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه را نمی‌داند، هم خود هلاک شده و هم دیگران را هلاک کرده است.)

همچنین، در حدیث دیگری از ابی بکر بن حزم نقل شده است:

« توضأ رجل فمسح على خفيه، فدخل المسجد فصلى فجاء علي } فوطئ على رقبته- فقال: ويلك تصلي على غير وضوء؟ فقال أمرني عمر بن الخطاب! قال: فأخذ بيده فانتهى به إليه، فقال}: انظر ما يروي هذا عليك و رفع صوته. فقال: نعم أنا أمرته إن رسول الله , مسح. قال}:قبل‏ المائدة أو بعدها؟ قال: لا أدري! قال}: فلم تفتي و أنت لا تدري سبق الكتاب الخفين‏؟ »

(مردی وضو گرفت و بر کفش‌هایش مسح کشید و وارد مسجد شد و نماز خواند. علی (علیه‌السلام) آمد و پای خود را بر گردن او گذاشت و فرمود: وای بر تو! نماز می‌خوانی بدون وضو؟

مرد گفت: عمر بن خطاب به من امر کرده است! علی (علیه‌السلام) دست او را گرفت و نزد عمر برد و فرمود: ببین این چه چیزی بر تو روایت می‌کند؟ و صدایش را بالا برد.

عمر گفت: بله، من به او امر کردم که رسول خدا مسح کشیده است.

علی (علیه‌السلام) فرمود: قبل از سوره مائده یا بعد از آن؟

عمر گفت: نمی‌دانم!

علی (علیه‌السلام) فرمود: پس چرا فتوا می‌دهی در حالی که نمی‌دانی حکم مسح بر کفش‌ها در قرآن (آیه وضو) نسخ شده است؟)

این روایات به وضوح نشان می‌دهند که “علم” تنها به معنای آگاهی از یک حکم نیست، بلکه شامل آگاهی از زمان و شرایط آن حکم و ناسخ و منسوخ بودن آن نیز می‌شود. این نوع از “علم در اسلام” برای افتا ضروری است.

  • “علم” به معنای امام معصوم (علیه‌السلام):

پنجمین احتمال، “علم” را به امام معصوم (علیه‌السلام) تفسیر می‌کند. در صحیحه ابن ابی نصر بزنطی از امام هشتم (علیه‌السلام) در تفسیر آیه شریفه (و من اضلّ ممّن اتبع هواه بغیر هدی من الله) نقل شده است:

« عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ }‏ : فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ‏» قَالَ: يَعْنِي مَنِ اتَّخَذَ دِينَهُ رَأْيَهُ بِغَيْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى. »

(در مورد قول خداوند عز و جل: “و کیست گمراه‌تر از آن کس که از هوای نفس خود پیروی کند، بدون هدایتی از جانب خدا؟” فرمود: یعنی کسی که دین خود را رأی خویش قرار دهد، بدون امام هدایت‌کننده‌ای از ائمه.)

در این احادیث، “بغیر هدی” عطف بر “بغیر علم” شده و هر دو یک معنا را افاده می‌کنند. علامه مجلسی در “مرآة العقول” می‌فرماید: “بغير إمام” تفسير لقوله بغير هدى، لبيان أن الهداية من الله لا يكون إلا من جهة الإمام. (بغیر امام، تفسیر قول “بغیر هدی” است، برای بیان اینکه هدایت از جانب خدا جز از طریق امام نیست.)

شیخ حر عاملی نیز در عنوان احادیث به “عدم جواز القضاء و الافتاء بغیر علم بورود الحکم عن المعصومین]” اشاره دارد. این دیدگاه بر محوریت ائمه اطهار (علیهم‌السلام) به‌عنوان منبع “علم” حقیقی و هدایت در “علم در اسلام” تأکید دارد.

نتیجه‌گیری: 

در نهایت، با بررسی احتمالات مختلف در مفهوم “بغیر علم”، روشن می‌شود که این روایات هرگز به معنای نفی اجتهاد صحیح و مستند نیستند. “علم در اسلام” به معنای تکیه بر ادله معتبر شرعی (کتاب و سنت)، رعایت شرایط دقیق اجتهاد و پرهیز از فتوای بدون دلیل یا صرفاً بر اساس رأی شخصی است. بنابراین، نهی از “فتوای به غیر علم” دلالت بر حرمت اجتهادی ندارد که بر مبنای “علم” حقیقی و معتبر باشد.

مشاهده قسمت قبل

 

 

 

بدون دیدگاه