بدعت گذاری

درس خارج اصول : قیاس فقه ممنوع: چرا ائمه(ع) آن را مذمت کردند؟/ جلسه27

درس خارج اصول : قیاس فقه ممنوع: چرا ائمه(ع) آن را مذمت کردند؟

 

جلسه بیست و هفتم:

مذمت اجتهاد و قیاس فقه در لسان ائمه(ع) – بررسی روایات و آیات قرآن

در مطالعات فقهی اسلامی، موضوع اجتهاد و چگونگی استنباط احکام شرعی همواره از مباحث محوری و محل چالش بوده است. در مکتب تشیع، روایات متعددی از ائمه اطهار (ع) به دست ما رسیده که در نگاه اول ممکن است به مذمت اجتهاد تعبیر شوند

. این مقاله به بررسی دقیق این روایات، با تمرکز بر مذمت قیاس فقه و تفسیر به رأی، می‌پردازد تا حدود و ثغور اجتهاد از منظر اهل بیت(ع) را روشن سازد. شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه، ذیل باب “عدم جواز القضاء و الحکم بالرأی و الاجتهاد و المقاییس و نحوها من الاستنباطات الظنیه فی نفس الاحکام الشرعیه”، روایاتی را نقل کرده که محور این بحث قرار می‌گیرند.

نکات کلیدی:

  • مذمت قیاس فقه در روایات ائمه(ع):

    • بخش قابل توجهی از روایات مذمت‌کننده اجتهاد، به طور خاص به مذمت قیاس فقه می‌پردازند. لحن این روایات بسیار تند و صریح است و نشان‌دهنده انزجار شدید ائمه(ع) از این روش استنباطی است.
    • “مَنْ عَمِلَ بِالْمَقَايِيسِ فَقَدْ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ” (حدیث رسول اکرم(ص) به نقل از ابن شبرمه): این حدیث به صراحت عمل به مقاییس (که همان قیاس فقه است) را عامل هلاکت و گمراهی خود و دیگران معرفی می‌کند.
    • ائمه(ع) قیاس‌کنندگان را لعن و نفرین کرده‌اند، که حکایت از حرمت شدید قیاس فقه در استنباط احکام دارد. این روایات به روشنی بیان می‌کنند که اجتهادی که بر مبنای قیاس فقه باشد، حرام و ممنوع است و هیچ‌گونه اعتباری برای آن در فقه شیعه وجود ندارد.
  • نهی از تفسیر به رأی قرآن و ارتباط آن با اجتهاد:

    • روایات متواتری از ائمه(ع) وجود دارد که از تفسیر به رأی قرآن کریم نهی کرده و فهم واقعی قرآن را منحصر به اهل بیت(ع) می‌دانند.
    • “من فسّر برأیه من کتاب الله فقد کفر” (حدیث امام صادق(ع)):

این حدیث به شدت تفسیر قرآن بر اساس رأی شخصی را مذمت کرده و آن را کفر می‌داند.

    • “إن کنت إنما فسّرت القرآن من تلقاء نفسک فقد هلکت و أهلکت و إن کنت قد أخذته من الرجال فقد هلکت و أهلکت … إنما یعرف القرآن من خوطب به” (حدیث امام باقر(ع) خطاب به قتاده بن دعامه):

امام در این روایت، تفسیر قرآن از روی رأی شخصی یا صرفاً از طریق افراد عادی را موجب هلاکت می‌دانند و تأکید می‌کنند که شناخت واقعی قرآن از آن کسانی است که مخاطب اصلی آن بوده‌اند (اهل بیت(ع)).

    • توضیح و تحلیل:

این روایات به معنای منع مطلق هرگونه اجتهاد و استنباط از قرآن نیست. قید “رأی” در “تفسیر به رأی” نشان می‌دهد که تفسیر قرآن مجاز است، اما تحمیل آرا و نظرات شخصی، پیش‌فرض‌ها و تفاسیر دلخواه بر آیات الهی ممنوع است. اجتهاد اصولیان شیعه از قرآن، پس از فحص دقیق از قرائن نقلی و عقلی، سنت و ادله عقلیه صورت می‌گیرد و شامل تحمیل رأی شخصی نمی‌شود. بنابراین، نهی از تفسیر به رأی، شامل اجتهاد صحیح و مستند به منابع معتبر نیست و تفاوتی اساسی با قیاس فقه دارد.

  • نهی از فتوا بدون علم و آگاهی:

    • روایات متعددی از ائمه(ع) وجود دارد که فتوا دادن بدون علم و آگاهی را به شدت نهی می‌کنند و عواقب وخیمی برای آن برمی‌شمارند.
    • “مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى مِنَ اللَّهِ لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلَائِكَةُ الْعَذَابِ وَ لَحِقَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْيَاهُ.” (حدیث امام باقر(ع)): این حدیث به صراحت بیان می‌کند که کسی که بدون علم و هدایت الهی فتوا دهد، مورد لعن فرشتگان قرار می‌گیرد و گناه عمل‌کنندگان به فتوایش نیز بر عهده اوست. این می‌تواند شامل فتوایی باشد که بر اساس قیاس فقه یا رأی شخصی صادر شده است.
    • “مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ لَعَنَتْهُ مَلَائِكَةُ الْأَرْضِ وَ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ.” (حدیث امام کاظم(ع)): تأکید دیگری بر لعن الهی بر فتوادهنده بدون علم.
    • “إِيَّاكَ عَنْ خَصْلَتَيْنِ تَهْلِكُ فِيهِمَا الرِّجَالُ أَنْ تَدِينَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ رَأْيِكَ أَوْ تُفْتِيَ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ.” (حدیث امام صادق(ع)): در این روایت، فتوا بر اساس رأی شخصی و بدون علم، از عوامل هلاکت انسان‌ها شمرده شده است.

نتیجه‌گیری:

روایات ائمه اطهار(ع) در مذمت اجتهاد، به هیچ‌وجه به معنای نفی مطلق اجتهاد و استنباط احکام نیست. بلکه این روایات به طور خاص بر سه نکته اساسی تأکید دارند: اولاً، مذمت شدید و حرمت قیاس فقه به عنوان روشی غیرمعتبر در استنباط احکام. ثانیاً، نهی از تفسیر به رأی قرآن، که به معنای تحمیل نظرات شخصی و بدون دلیل بر آیات الهی است. ثالثاً، تأکید بر لزوم علم و آگاهی کامل برای فتوا دادن و نهی از فتوا بدون علم.

بنابراین، اجتهاد صحیح و مستند به منابع معتبر (قرآن، سنت معصومین، عقل و اجماع) که توسط فقهای شیعه صورت می‌گیرد، نه تنها ممنوع نیست، بلکه ضروری و واجب کفایی است. اما قیاس فقه و فتوا بدون علم و بصیرت، به شدت مذموم و ممنوع است و از نظر اهل بیت(ع) هیچ جایگاهی در استنباط احکام ندارد.

مشاهده جلسه قبل

 

 

 

بدون دیدگاه