درس حدیث معرفت خداوند؛ مرغوبیت حقیقی و نفی تعلقات فانی دنیا
جلسه پنجم:
درس حدیث ۵ به بررسی عمیق معرفت خداوند به عنوان تنها مرغوب حقیقی و نروجبیان تفاوت شناخت قلبی خدا از شناخت عقلی و فلسفی میپردازد. این خلاصه به مؤمنان کمک میکند تا رغبت خود را تنها متوجه او کرده و از تعلقات فانی دنیوی بگریزند.
۱. مقدمه: مرغوبیت انحصاری خدا (ولا رغبته الا الیه)
درس حدیث پنجم بر یک اصل محوری تأکید دارد: تنها مرغوب و پسندیده حقیقی، خداوند است و «هیچ رغبتی جز به او نیست.» انسان اگر عاقل باشد، پسندش فقط خداست. تمام زیباییها، علمها، ثروتها و کسوات مرغوبیتی که مخلوقات میپوشند، کسوه فانی است و روزی به پایان میرسد.
این درک، اساس معرفت خداوند است. وقتی انسان از روز اول بداند که چیزی فانی است، هرگز پسند حقیقی او نخواهد بود. مثالهایی مانند از دست رفتن زیبایی زن در پیری یا ثروت قارون که به نابودی منتهی شد، یادآور این حقیقت است که دنیا میخواهد به ما بفهماند که مرغوبی جز خدا برای ما نیست. شیرینی، زیبایی و لذت مناجات با خدا همیشگی است، در حالی که لذتهای دنیوی موقتی و زوالپذیرند.
۲. ابعاد معرفت خداوند و مرغوبیت حقیقی
الف) حقیقت معرفت خداوند: فراتر از جهل و وصف
معرفت خداوند در مکتب موحدان، دانشی متفاوت است که با قلب و وجدان حاصل میشود، نه با تعقل و فلسفه صرف. خداوند «بسم المعلوم غیرالمجهود والمعروف غیرالموصوف» است:
-
معلوم غیرالمجهود:
خداوند برای مؤمنان مجهول نیست؛ ما به خدا علم داریم و با او آشنا هستیم. این آشنایی، همان معرفت خداوند است که در وجدان و فطرت ما جای دارد. دلها در وقت گرفتاری به سمت قدرت بیپایان او رجوع میکنند. کسی که به خدا جهد (ناآگاهی) یا انکار دارد، بیمار است و آرامش ندارد.
-
معروف غیرالموصوف:
خدا آشنایی دلهاست، اما کسی نمیتواند او را وصف کند یا تعریف نماید. ما معرفت خداوند را داریم، ولی در ذات و کنح او متحیر و گیج هستیم. علم ما به خدا این نیست که بتوانیم او را مانند اشیا تعریف و وصف کنیم؛ بلکه علمی است که منجر به رجوع، دوستی و معامله با او میشود. این معرفت خداوند در دلها اشنایی درست کرده و ما را از رجوع به غیر بینیاز میکند.
-
قاعده فطرت:
معرفت خداوند جای توهم، تفکر، تعقل، وصف، درس و تحصیل نیست؛ بلکه همان فطرت است؛ خدا خود را در دل ما جا کرده و آشنا نموده است. حضرت امیر (ع) به کمیل فرمودند که باید عقل را خاموش کرد و با اشنای دل (فطرت) ارتباط برقرار کرد: «محوالموهوم و سهوالمعلوم» (موهومات و معلومات را کنار بگذار).
ب) مرغوبیت شیعی: پذیرش اسباب خدایی
طبق رأی شیعه، اگر چیزی رنگ و بوی الله داشته باشد و خدایی باشد، مورد پسند و مرغوب ماست. این نوع پسند منافی مرغوبیت خداوند نیست؛ مثلاً بازار برای کسب رزق حلال پسندیده است. حتی ربانیون و کسانی که رنگ ولعاب خدا را دارند نیز به خاطر پسند خدا مرغوب هستند؛ زیرا «خدا کسی را قبول کند تمام سعدا در حیطه پسند ما هستند».
اشقیا (مانند دانشگاهیان مسیحی و یهودی که عقلشان به ناعقلی ختم میشود) ناپسند ما هستند، زیرا منتهی به نابودی میشوند. معرفت خداوند به ما حکم میکند که نابودی افراد را ببینیم و سپس قضاوت کنیم (مانند حسرت بنیاسرائیل بر قارون).
ج) ارزش ارتباط قلبی و معرفت در دنیا
نهایت بهرهمندی از معرفت خداوند در این دنیا، برقراری ارتباط عمیق و قلبی است. این دنیا جای کاشت و عمل است؛ اگر اینجا از شناخت خدا و کیفیت ارتباط با او کم بگذاریم، فردا (بعد از مرگ) که نیازمندیم، از او بیخبر خواهیم بود.
-
ارتباط موثر: با دل معامله کنید، نه با زبان. لذت مناجات، نجوا و ارتباط با خدا را زیاد کنید.
-
فرصت محدود: معرفت خداوند و ارتباط با او را در ماه رمضان (ابوحمزه و افتتاح) و نماز تقویت کنید؛ این فرصت در قیامت وجود ندارد.
نتیجهگیری:
معرفت خداوند تنها راه رهایی از زجر و ناپسندیهای دنیوی است. موحد واقعی کسی است که در هر چیز، معرفت خداوند را اولویت قرار میدهد و تنها به او رغبت میورزد.
این معرفت خداوند که در دل ما وجود دارد، نه با تعقل فلسفی حاصل میشود و نه با تحصیل و درس، بلکه ریشه در فطرت و وجدان دارد. باید از قدم گذاشتن فراتر از اسمای الهی و ملحد شدن در اسماء پرهیز کرد. طالب خدا بودن، یعنی مقر بودن به این معرفت خداوند و تلاش برای ذخیره نور این شناخت برای نجات در قیامت.