درس خارج اصول تحلیل و نقد تعریف علم به عوارض ذاتیه/ جلسه 13

درس خارج اصول تحلیل و نقد تعریف علم به عوارض ذاتیه

جلسه سیزدهم:

تحلیل و نقد تعریف علم به عوارض ذاتیه: بررسی اشکالات و ارائه دیدگاه جایگزین

بررسی اشکالات وارد شده بر تعریف مشهور علم به عنوان «علم به عوارض ذاتیه موضوع» و تبیین چرایی ناکافی بودن این تعریف. ارائه دسته‌بندی اشکالات و نتیجه‌گیری در رد این تعریف.

مقدمه:

در حوزه فلسفه علم و منطق، تعریف دقیق «علم» همواره مورد بحث و چالش بوده است. یکی از تعاریف مشهور، علم را به عنوان دانشی که به «عوارض ذاتیه موضوع» می‌پردازد، معرفی می‌کند. این تعریف، اگرچه برای مدتی مورد پذیرش قرار گرفت، اما به تدریج با اشکالات متعددی از سوی اندیشمندان مواجه شد. در این نوشتار، به بررسی این اشکالات و تحلیل ابعاد مختلف آن می‌پردازیم.

اشکالات وارد بر تعریف «علم به عوارض ذاتیه موضوع»:

  1. اشکال اول: ابهام در مفهوم «عوارض» و شمول اجزاء موضوع

    • در بسیاری از علوم، نه تنها از عوارض موضوع، بلکه از اجزاء و عناصر تشکیل‌دهنده آن نیز بحث می‌شود.
    • مثال: در علم صرف، هم از خود کلمه (موضوع) بحث می‌شود و هم از اجزاء آن مانند حروف عله؛ در علم جغرافیا، هم از کلیت زمین بحث می‌شود و هم از اجزاء آن مانند قاره‌ها و کشورها.
    • این در حالی است که طبق تعریف «عوارض ذاتیه»، بحث از اجزاء موضوع، خارج از حیطه آن علم تلقی می‌شود.
    • موضوع علم ممکن است بسیط یا مرکب باشد؛ در موضوعات مرکب، بحث از اجزاء ضروری است، اما تعریف مذکور آن را شامل نمی‌شود.
    • مثال: در علم فقه، ارکان نماز (مانند رکوع و سجده) جزء ذات نماز هستند، نه عوارض آن.
  2. اشکال دوم: عوارض عوارض و مراتب عرضی

    • در برخی علوم، بحث به عوارض خودِ موضوع محدود نمی‌شود، بلکه به «عوارضِ عوارض» یا حتی مراتب بالاتری از عرضیت نیز کشیده می‌شود.
    • مثال: در علم نحو، «کلمه» موضوع است؛ معرب و مبنی بودن، از عوارض کلمه است؛ اما مرفوعات، منصوبات و مجرورات، عوارضِ معرب (که خود نوعی از کلمه است) هستند؛ و مبتدا، خبر و… عوارضِ مرفوعات هستند.
  3. اشکال سوم: شمول مباحث استطرادی

    • در بسیاری از علوم، مباحثی مطرح می‌شوند که به طور مستقیم به موضوع اصلی آن علم مربوط نیستند، اما به دلیل ارتباطی که با آن دارند، به صورت ضمنی و فرعی (استطرادی) مورد بحث قرار می‌گیرند.
    • مثال: در علم فقه که موضوع آن «فعل مکلفین» است، مباحثی مانند طهارت و نجاست (مانند «الماء طاهرٌ» یا «الکلب نجس») به طور مستقیم به فعل مکلف مربوط نمی‌شوند، اما به دلیل ارتباطشان با احکام مربوط به افعال مکلفین، در این علم مورد بحث قرار می‌گیرند.
    • مثال دیگر: مباحث مربوط به ارث، که به فعل مکلف مربوط نیستند، بلکه به صورت قهری و پس از فوت انسان محقق می‌شوند.
  4. اشکال چهارم: بحث از ثبوت موضوع

    • در بسیاری از علوم، بخشی از مباحث به اثبات وجود یا عدم وجود خودِ موضوع اختصاص دارد.
    • مثال: در علم نجوم، منجمان نه تنها به عوارض ستارگان (مانند زمان طلوع و غروب) می‌پردازند، بلکه درباره اصل وجود یا عدم وجود یک ستاره نیز تحقیق می‌کنند.

نتیجه‌گیری:

با توجه به اشکالات مطرح شده، مشخص می‌شود که تعریف «علم به عوارض ذاتیه موضوع»، تعریفی جامع و مانع نیست و نمی‌تواند به طور کامل گستره مباحث علوم مختلف را تبیین کند. این تعریف، نه آیه قرآن است که غیر قابل خدشه باشد، و نه مبتنی بر روایت معتبر، دلیل عقلی قطعی یا اجماع علما است. اگرچه این تعریف برای مدتی رایج بوده است، اما اشکالات متعددی که به آن وارد شده است، ناکافی بودن آن را نشان می‌دهد. بنابراین، این تعریف کنار گذاشته می‌شود و نیازمند ارائه تعریفی جامع‌تر و دقیق‌تر از علم هستیم که بتواند تمامی ابعاد و گستره آن را در بر بگیرد.

مشاهده جلسه قبل درس خارج اصول

بدون دیدگاه