درس خارج فقه تاثیر زمین مسطح بر تعیین قبله
جلسه بیست و هشتم:
چالش استقبال قبله در زمین کروی و فرض زمین مسطح
موضوع استقبال قبله، یکی از ارکان مهم عبادات اسلامی، همواره مورد توجه فقها و متکلمان بوده است. با پیشرفت علم و اثبات کرویت زمین، چالشهایی در فهم و تطبیق احکام مربوط به جهت قبله، بهویژه در مناطق دوردست، پدید آمده است.
این مقاله به بررسی دیدگاه مرحوم آیتالله خویی در این زمینه و مناقشات وارد بر آن، با تمرکز بر مفهوم زمین مسطح در استنباط فقهی استقبال قبله میپردازد. چگونگی صدق استقبال قبله در زمین کروی، بهویژه در زوایای 90 درجه و بیشتر، و ضرورت فرض زمین مسطح برای حل این معضل، محور اصلی بحث ما خواهد بود.
دسته بندی و بررسی دیدگاهها:
1. تعریف استقبال قبله از دیدگاه آیتالله خویی:
آیتالله خویی استقبال یک شیء را به قرار گرفتن انسان در جهت آن شیء تعریف میکنند، ولو فوق یا تحت آن شیء باشد. ایشان معتقدند که در استقبال قبله، شرط نیست که از شخص مستقبل، خط مستقیمی به سمت قبله کشیده شود، بلکه همین که مقادیم بدن مستقبل رو به قبله باشد، ولو فوق یا تحت آن باشد، کفایت میکند. این تعریف، سعی در سادگی و عمومیت بخشیدن به مفهوم استقبال دارد، اما در مواجهه با واقعیت زمین کروی، با چالشهایی روبرو میشود.
2. مناقشه در تعریف آیتالله خویی: عدم تصویر استقبال در زوایای 90 درجه و بیشتر:
اشکال اساسی به تعریف آیتالله خویی این است که این تعریف، مشکل کسانی را که در زمین کروی، نود درجه یا بیشتر از نود درجه، با مکه اختلاف جهت دارند، حل نمیکند. برای مثال، افرادی که در شمال یا غرب زمین هستند، عملاً پشت قسمتی که مکه در آن واقع شده است قرار میگیرند.
در این شرایط، هر کاری کنند و به هر سمتی بایستند، محال است یک خط مستقیم از آنها کشیده شود و به خطی که از طرف آسمان به مکه فرض شده است برسد. اینجاست که مفهوم زمین مسطح به عنوان یک پیشفرض ذهنی برای صدق استقبال قبله مطرح میشود.
3. صدق استقبال قبله و ضرورت فرض زمین مسطح:
تا زمانی که زمین را از نظر عرفی مسطح فرض نکنیم، در اماکن دوردست – طبق نظر آیتالله خویی هم – استقبال قبله صدق نمیکند. مانع در اینجا کوه نیست، بلکه کرویت زمین است.
اگر موانع را هم برطرف کنیم، کشیدن خط مستقیم سطحی بین دو مکان بعید در زمین کروی محال است. بنابراین، تا عرف زمین کروی را مسطح فرض نکند و این وهم را در ذهن نداشته باشد، استقبال معنا ندارد. اینجاست که نقش زمین مسطح در فهم عرفی از استقبال قبله پررنگ میشود.
4. چالش 180 درجه اختلاف و استدبار قبله:
گفته شده این مشکل اقلاً درباره کسی که در 180 درجه اختلاف با مکه هست وجود ندارد و هر کجا بچرخی استقبال قبله صدق میکند. اما اگر بگوییم استقبال صدق میکند، استدبار هم صدق میکند؛ لذا چنین فردی نمیتواند نماز بخواند. این وضعیت، معضلی جدی ایجاد میکند؛ چرا که چارهای برای اقامه نماز باقی نمیماند.
5. مبنای آیتالله خویی و پرهیز از مناطق دارای مشکل:
آیتالله خویی در بحث قطبین فرمودند که به قطب شمال و قطب جنوب و کره ماه نروید، زیرا در این موارد اوقات نماز از بین میرود و نماز ضایع میشود. طبق این مبنا، مردم نباید به جایی بروند که استقبال قبله همراه با استدبار است. روایت نیز میگوید شرط نماز این است که استدبار قبله نشود.
این مشکل حتی در بحث تخلّی نیز وجود دارد؛ زیرا در چنین مکانهایی، در هر صورت روبه قبله است و فرد نباید به جایی میرفت که مجبور است روبه قبله تخلّی کند. لذا طبق نظر مرحوم خویی، نباید به این مکانها رفت که به هر طرف که بچرخند، رو به قبلهاند. این دیدگاه، بر ضرورت پرهیز از موقعیتهایی که احکام شرعی را دچار ابهام میکنند، تأکید دارد و تلویحاً به محدودیتهای ناشی از فرض زمین مسطح در مواجهه با واقعیت کروی اشاره میکند.
6. اثر فرض زمین مسطح در صدق استقبال قبله:
این حرف معقول است که باید برای استقبال، زمین را مسطح فرض کرد و طبق زمین مسطح ببینیم که کدام جهت به قبله أقرب است. اثر مسطح فرض کردن زمین در این ظاهر میشود که اگر روبروی مکه قرار بگیریم، استقبال قبله صدق میکند و فرق نمیکند که سوار هواپیما باشد یا روی زمین.
همین که مقادیم بدن به سمت مکه باشد، استقبال صدق میکند. این مطلب به این خاطر است که معنای عرفی استقبال همین است و نیاز نیست بگوییم که قبله “من تخوم الأرض إلی عنان السماء” است. ما این مقدار تسامح عرف را که زمین را مسطح فرض میکند برای صدق استقبال میپذیریم، زیرا مما لابدّ منه است.
7. تناقض در دیدگاه آیتالله خویی در مورد قبله نیویورک:
خود آیتالله خویی در این بحث، زمین را مسطح فرض کرده و این گونه صحبت کردهاند. ایشان راجع به قبله آمریکا (نیویورک) فرمودهاند: نیویورک 40 درجه بالای خط استوا به طرف قطب شمال است و مکه 21.5 درجه بالای خط استوا است.
ایشان فرموده وقتی در نیویورک هستید، به اندازه 19 درجه متمایل به جنوب شوید و أقرب الخطوط از نیویورک تا مکه این است که به جنوب متمایل شوید که اگر یک خط مستقیمی از شما به طرف مکه کشیده شود، أقرب الخطوط است؛ در حالی که اگر خطی از شما از بالای قطب شمال به طرف مکه بیاید، این خط دورتر است.
مشکل علی حده! بله، اگر زمین مسطح فرض شود، همین طور میشود؛ و کسی که چهل درجه بالای خط استوا است، اگر بخواهد به کسی که 21 درجه بالای خط استوا است نگاه کند، یعنی مکه تا خط استوا 19 درجه نزدیکتر از نیویورک است، یعنی نیویورک شمالیتر است و اگر شهر شمالی بخواهد به شهر جنوبی نگاه کند، باید به سمت جنوب متمایل شود، در صورتی که زمین مسطح باشد.
در حالی که در نیویورک، قبلهنماها انحراف به شمال را نشان میدهند! این تناقض نشاندهنده چالشهای عملی در تطبیق دیدگاه فرض زمین مسطح با واقعیت زمین کروی در تعیین جهت قبله است.
نتیجهگیری:
بحث استقبال قبله در زمین کروی، بهویژه در مناطق دوردست، پیچیدگیهای فقهی و عملی خاص خود را دارد. در حالی که آیتالله خویی تعریفی عام از استقبال ارائه میدهند، اما این تعریف در مواجهه با زوایای 90 درجه و بیشتر در زمین کروی با مشکل مواجه میشود.
برای حل این معضل، عرف ناچار است زمین را مسطح فرض کند تا صدق استقبال قبله امکانپذیر شود. این فرض زمین مسطح، اگرچه از نظر علمی صحیح نیست، اما در استنباط فقهی و فهم عرفی از استقبال قبله ضروری به نظر میرسد.
تناقض در مورد قبله نیویورک نیز نشان میدهد که حتی با فرض زمین مسطح، چالشهایی در تطبیق عملی جهت قبله وجود دارد که نیازمند بررسیهای دقیقتر و شاید راهکارهای نوین فقهی است. در نهایت، این بحث نشاندهنده تعامل پیچیده میان علم، فقه و عرف در استخراج احکام شرعی است.