درس خارج اصول استنباط در علم اصول: تمایز از تطبیق در قواعد فقهی
جلسه دوازدهم:
بررسی اقوال در تعریف علم اصول و تبیین موضوع آن
بررسی انتقادی تعاریف مختلف علم اصول و ارائه تعریف مختار مبنی بر قواعد دلیلیت دلیل حکم شرعی. تبیین موضوع علم اصول و رد تعریف مبتنی بر عوارض ذاتی.
مقدمه:
در جلسه دوازدهم، بحث پیرامون تعاریف مختلف علم اصول فقه ادامه مییابد. پس از بررسی اجمالی اقوال، به ارائه تعریف مختار پرداخته شده و اشکالات وارد بر آن، به ویژه نقض به قواعد فقهی، مورد پاسخ قرار میگیرد. در ادامه، موضوع علم اصول و دیدگاههای اصولیان در این زمینه تبیین شده و تعریف مشهور مبتنی بر “عوارض ذاتی” مورد نقد قرار میگیرد.
تعریف مختار علم اصول:
به اعتقاد نویسنده، ارائه تعریفی جامع و مانع برای علم اصول از نظر فنی دشوار است و تلاشهای پیشین در این زمینه بینتیجه بوده است. اما در یک نگاه عرفی، علم اصول علمی است که در آن از قواعد مربوط به دلیلیت دلیل حکم شرعی بحث میشود.
-
دلیلیت اعم از ظهور و حجیت:
دلیلیت دلیل، هم شامل ظهور (مانند ظهور صیغه امر در وجوب) و هم شامل حجیت (مانند حجیت خبر ثقه) میگردد.
-
تمایز از قواعد رجالی:
بحث از وثاقت راویان (قواعد رجالی) مربوط به تنقیح موضوع دلیل (حجیت خبر ثقه) است و مستقیماً به دلیلیت دلیل حکم شرعی ارتباط ندارد.
-
تلاش برای اخراج منطق، ادب و رجال:
تعریف مختار، تلاشی برای خارج کردن قواعد منطقی، ادبی و رجالی از حوزه علم اصول است.
پاسخ به نقض قواعد فقهی:
نقض دوم بر تعریف علم اصول، قواعد فقهی است. در پاسخ به این نقض دو نکته مطرح میشود:
- تعبیر استنباط: در تعریف علم اصول از تعبیر “استنباط” استفاده شده که اعم از استنباط علمی، تنجیزی و تعذیری است. مفهوم استنباط در مقابل تطبیق قرار دارد و نشان میدهد که قاعده مستنبط منه و حکم استنباط شده، متفاوت هستند (مانند حجیت خبر ثقه و وجوب نماز جمعه). اصول عملیه (مانند برائت) نیز از طریق استنباط تعذیری به حکم واقعی میرسند.
- تفاوت استنباط و تطبیق: در قواعد فقهی، استنباط صورت نمیگیرد، بلکه استفاده از قاعده فقهی، تطبیق آن بر حکم شرعی است (مانند تطبیق قاعده “مایضمن بصحیحه یضمن بفاسده” بر ضمان در بیع فاسد یا قاعده “لاحرج” بر حکم حرجی).
- محوریت تعذیری بودن: اصل سخن نویسنده در این زمینه، تعذیری بودن است که در بحث اجتهاد به تفصیل بیشتری به آن پرداخته خواهد شد.
موضوع علم اصول:
کتب اصولی معمولاً شامل سه بخش مقدمه، مقاصد و خاتمه هستند. موضوع علم اصول یکی از مباحث مقدماتی است. برخی اصولیان برای تبیین موضوع، ابتدا به تعریف موضوع هر علمی پرداختهاند.
نقد تعریف مبتنی بر عوارض ذاتی (صاحب کفایه):
صاحب کفایه تعریف مشهوری از علم را نقل میکند: “انّ موضوع کل علم هو الذّی یبحث فیه عوارضه الذّاتیه” (موضوع هر علمی چیزی است که در آن از عوارض ذاتی آن بحث میشود). اما محققین اصولی به تفصیل در تفسیر این بیان وارد شدهاند:
- تفسیر عرض ذاتی و معانی ذاتی چیست؟
- آیا تمایز علوم به تمایز موضوعات است؟
نویسنده معتقد است این بحثها اثر کاربردی مهمی در علم اصول ندارند و پرداختن مجدد به آنها موجب اطاله کلام میشود. بنابراین، از آن گذشته و به تبیین موضوع علم اصول میپردازد.
تبیین موضوع علم اصول:
تعبیر “ما یبحث فی العلم عن عوارضه الذاتیّة” به این معنا تفسیر شده است که موضوع علم، جامع کلی بین موضوعات جزئی مسائل علم است. هر مسئلهای در علم اصول دارای موضوع خاصی است و جامع بین همه این موضوعات خاص، موضوع واحد آن علم نامیده میشود. به همین ترتیب، جامع بین محمولات مسائل علم، محمول واحد آن علم است.
بدون تردید، مجموعه مسائل علم دارای یک جامع و سنخیت مشترکهای است که در تدوین آن علم به عنوان محور مشترک مسائل قرار دارد.
-
موضوع در علم نحو:
در برخی علوم مانند نحو، این محور مشترک (کلام و کلمه) به عنوان موضوع علم واقع میشود.
-
محمول در برخی علوم:
در برخی دیگر از علوم که تدوین آنها به شکل دیگری است، آن موضوع واحد به عنوان محمول قرار میگیرد.
-
غرض به عنوان موضوع در برخی علوم:
در علومی مانند پزشکی، تدوین به گونهای است که آن موضوع واحد (صحت بدن) به عنوان غرض علم مطرح میشود و به حسب تدوین، موضوع نامیده میشود.
بنابراین، اگرچه تمایز علم را به حسب تمایز موضوع دانستهاند، اما موضوع به معنای اعم از موضوع به حسب تدوین مسائل علم است.
نتیجه گیری:
در این جلسه، ضمن بررسی انتقادی اقوال مختلف در تعریف علم اصول، تعریف مختار مبتنی بر قواعد دلیلیت دلیل حکم شرعی ارائه شد. این تعریف تلاش دارد تا با تمایز قائل شدن میان استنباط در علم اصول و تطبیق در قواعد فقهی، جامعیت و مانعیت لازم را داشته باشد. همچنین، در بحث از موضوع علم اصول، ضمن نقد تعریف مشهور مبتنی بر عوارض ذاتی، بر محوریت بحث از ادله شرعیه و کیفیت استنباط احکام از آنها تاکید گردید. در نهایت، فهم دقیق علم اصول و تمایز آن از سایر علوم مرتبط، بنیانی اساسی برای استنباط صحیح احکام شرعی و اجتهاد آگاهانه به شمار میرود.