درس خارج اصول ریشهیابی و بررسی جریان اخباریگری در فقه شیعه
جلسه بیست و یکم:
اخباریت جدید و اجتهاد دو قطب فکری مهم در فقه شیعه هستند که قدمت این اختلاف، به قرنهای متقدم میرسد، هرچند به معنای مصطلح فعلی، عمری کوتاهتر دارد. در این بحث، به منشأ و ویژگیهای روش اخباری، تمایز آن با سیره محدثین پیشین و زمان جدایی این دو روش پرداخته شده است.
آغاز سیره عمل به اخبار در فقه شیعه
ملا امین استرآبادی، که خود از بزرگان اخباریین متأخر است، معتقد است که سیره عمل به اخبار و نهی از اجتهاد و تقلید، از دوران محدثین متقدم نظیر شیخین صدوقین و شیخ محمد بن یعقوب کلینی (اصحاب کتب اربعه) وجود داشته است.
او در الفوائد المدنیة تصریح میکند که کتب این بزرگان، بهویژه کافی، در ابوابی مانند “تقلید”، “رأی و قیاس” و “تمسک به کتب”، صریحاً بر حرمت اجتهاد و تقلید و وجوب تمسک به روایات عترت طاهره تأکید دارند.
با این تفسیر، ریشههای این سیره به قرن چهارم هجری میرسد.
تمایز میان سلف و اخباریت جدید
اما نکته مهمی که توسط بسیاری از فقها مطرح شده، تمایز بین سیره محدثین متقدم و اخباریت جدید است. بسیاری از علما، از جمله شیخ اسدالله کاظمی تستری در کشف القناع، ادعای استرآبادی مبنی بر اخباری بودن محدثین سه گانه (کلینی، صدوق و شیخ طوسی) به معنای اصطلاحی را رد میکنند.
این اصطلاح جدید (اخباریت) برای کسانی به کار میرود که به صورت رادیکال و افراطی با اجتهاد و افتاء مخالفت میکنند و آن را نامشروع میدانند. در واقع، روش عمل به احادیث در استنباط احکام، ریشه در سیره علمای سابقین دارد و فقه شیعه همواره بر تتبع در ادله فقهی (کتاب و سنت) استوار بوده است.
شکلگیری اخباریت جدید و مخالفت با اجتهاد
بسیاری از محققان معتقدند که اخباریت جدید که نوعی مخالفت آشکار با اجتهاد را در بر دارد، در دوران ملا امین استرآبادی (محدّث استرآبادی) شروع شده و او اولین کسی بوده که صریحاً به طعن بر مجتهدین پرداخته است.
شیخ یوسف بحرانی، صاحب حدائق و از بزرگان اخباریین، تصریح میکند که استرآبادی اولین کسی است که باب طعن بر مجتهدین را گشود و در کتاب الفوائد المدنیة به شدت بر آنها انتقاد کرده و حتی آنان را متهم به «تخریب دین» نموده است.
این رویکرد افراطی، وجه تمایز اصلی اخباریت جدید و اجتهاد سنتی فقهی است.
ویژگیهای اخباریت جدید
مرحوم محمد رضا المظفر در مقدمه کتاب جامع السعادات، صفات و خصوصیات این سبک جدید از اخباریت را چنین برمیشمارد:
- انکار اتکا بر عقل: پرهیز از تکیه بر عقل و تفکر عقلی در استنباط.
- اقتصار بر اخبار: محدود کردن تعبد به آنچه که صرفاً در اخبار موثق آمده است و جمود بر ظواهر آنها در تمام مسائل.
- قطعیت صدور: ادعای مقطوع الصدور بودن تمام اخبار موجود در کتب موثق (علیرغم وجود اختلافات درونی).
- نفی ظاهر قرآن: عدم اخذ به ظواهر قرآن به تنهایی و لزوم رجوع به اخبار برای تفسیر آن.
- انکار علم اصول: کنار گذاشتن علم اصول فقه به دلیل ادعای اتکای مبانی آن بر عقل، و تأکید بر عدم جواز اتکا به عقل در هیچ امری.
- انکار اجتهاد و تقلید: انکار کلیت مفهوم اجتهاد و عدم جواز تقلید از مجتهدین.
زمان جدایی و انشقاق روشها
انشقاق و جدایی صریح میان روش اصولیون و اخباریون به معنای جدید، در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری شکل گرفت. این دوره شاهد افراط و تفریطهایی در هر دو سو بود:
- افراط اخباری: جمود بر ظواهر ادله، غلو و اعتقاد به مقطوع الصدور بودن تمامی روایات.
- افراط اصولی: گرایش به افراط در بحثهای عقلی، خلط مباحث فلسفی در مباحث اصول فقه، و توجه بیش از حد به بحثهای الفاظ.
این گرایش جدید در فقه و اصول، با ظهور فقها و اصولیونی همچون عبدالله تونی (صاحب الوافیة)، محمد بن الحسن شیروانی و سید حسین خوانساری، که رنگ و بوی فلسفی به خود گرفت، آغاز شد و به تدریج مرز میان اخباریت جدید و اجتهاد را پررنگتر ساخت.
نتیجهگیری
اخباریت، به عنوان یک روش عملی در فقه، ریشه در سیره محدثین سلف داشته که صرفاً بر تمسک به اخبار اهل بیت (ع) تأکید میکردند. اما اخباریت جدید (از دوران ملا امین استرآبادی)، با ایجاد یک شکاف فکری عمیق، به مخالفت رادیکال و جدی با اجتهاد و تقلید برخاست و این مفهوم را به عنوان یک بدعت شرعی معرفی کرد.
این انشقاق بزرگ در فقه شیعه، که در اواخر قرن یازدهم رسمیت یافت، میراث فکری مستقلی را در مقابل روش اصولیون به وجود آورد.