بدعت گذاری

درس خارج اصول چرا ائمه (ع) از فتوا بدون علم نهی کردند؟/ جلسه 29

درس خارج اصول چرا ائمه (ع) از فتوا بدون علم نهی کردند؟

 

جلسه بیست و نهم:

عواقب و آثار فتوا بدون علم در لسان ائمه اطهار (ع)

در نظام تشریع اسلامی، تکیه بر منابع وحیانی (کتاب و سنت) تنها راه دستیابی به احکام الهی است. یکی از انحرافات بزرگی که در تاریخ فقه پدید آمد، تکیه بر آرای شخصی و قیاس بود که منجر به پدیده خطرناک فتوا بدون علم گردید. ائمه اطهار (ع) در احادیث متواتر و متعددی، مسلمانان را از این عمل نهی کرده و آن را مایه هلاکت و دوری از حقیقت دین دانسته‌اند. در این نوشتار به بررسی روایی مذمت اجتهاد به رأی و پیامدهای صدور فتوا بدون علم از منظر اهل‌بیت (ع) می‌پردازیم.

عناوین چهارگانه در مذمت اجتهاد و رأی

در متون روایی، نهی از استنباط‌های غیرعلمی در چهار دسته کلی تقسیم‌بندی می‌شود که همگی به نوعی به ریشه فتوا بدون علم بازمی‌گردند:

۱. روایاتی که در مذمت قیاس وارد شده است. ۲. روایات متواتری که از تفسیر به رأیِ قرآن کریم نهی می‌کند و فهم قرآن را منحصر به اهل‌بیت (ع) می‌داند. ۳. روایاتی که از فتوا بدون علم و آگاهی صراحتاً نهی می‌کند. ۴. روایاتی که در آن‌ها از اجتهاد و عمل به رأی در برابر نصوص دینی نهی شده است.

نکوهش امیرالمؤمنین (ع) از اجتهاد و اختلاف آراء

امیرالمؤمنین (ع) در بیانی رسا، تشتت آراء قضاتی که بر اساس نظر شخصی حکم می‌دهند را نقد کرده و آن را نشانه‌ای از خروج از مسیر واحد الهی می‌دانند. ایشان با تعجب می‌پرسند که چگونه قضات در یک واقعه واحد، حکم‌های متفاوتی صادر می‌کنند در حالی که اله، نبی و کتاب آن‌ها واحد است؟

حضرت در خطبه ۱۸ نهج‌البلاغه با استناد به کلام وحی، هرگونه بهانه‌ای برای فتوا بدون علم به بهانه نقصان دین را رد کرده و می‌فرمایند:

«أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ أَدَائِهِ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ‏ «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ » وَ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ»

بنابراین، ادعای لزوم اجتهاد به رأی به دلیل سکوت منابع دینی، نوعی اتهام به جامعیت قرآن است. همچنین ایشان در نامه‌ای به رفاعه، قاضی اهواز، مرز میان دین و انحراف را چنین ترسیم کردند: «و الدّین لیس هو بالرأي انّما هو الاتّباع»؛ یعنی دین جایگاه پیروی از وحی است، نه اعمال نظرات شخصی.

تقابل امام صادق (ع) با مفتیان اهل رأی

در تاریخ روایت شده است که امام صادق (ع) در مسجد خیف با قاضیانی مواجه شدند که به روش‌های ناصحیح استنباط و فتوا بدون علم روی آورده بودند. ابن شبرمه، از قضات عراق، صراحتاً اعتراف کرد که وقتی در کتاب و سنت حکمی نمی‌یابند، به رأی خود اجتهاد می‌کنند.

امام صادق (ع) در پاسخی قاطع، با یادآوری سیره علی بن ابی‌طالب (ع) فرمودند که آن حضرت هرگز رأی و مقاییس را در دین خدا دخالت نمی‌داد. این برخورد نشان‌دهنده آن است که فتوا بدون علم حتی اگر توسط صاحب‌منصبان قضایی صورت گیرد، فاقد اعتبار شرعی است.

نقد اعتقاد به نقصان کتاب و سنت

یکی از انگیزه‌های اصلی روی آوردن به فتوا بدون علم، تصور واهی نقصان در منابع وحیانی است. اهل رأی گمان می‌کردند که پاره‌ای از وقایع در دین حکمی ندارد و آن‌ها باید با رأی خود آن را تکمیل کنند.

امام صادق (ع) در پاسخ به سعید اعرج که همین شبهه را مطرح کرد، با تندی فرمودند: «کذبوا! لیس شیء الّا وقد جاءت فی الکتاب و السنّة»؛ یعنی هر کس گمان کند حکمی در کتاب و سنت نیامده و باید بر اساس رأی سخن بگوید، دروغ گفته است. ائمه (ع) همواره تأکید داشتند که حتی دقیق‌ترین و جزئی‌ترین احکام نیز در منابع اصلی ریشه دارند و نیازی به فتوا بدون علم بر اساس ظن و گمان نیست.

نکات مهم در بررسی روایات نهی از رأی

  • حجیّت انحصاری: فهم حقیقی قرآن و استخراج احکام تنها در صلاحیت اهل‌بیت (ع) است.

  • مذمت اختلاف: اختلاف در فتاوا ناشی از تکیه بر آراء شخصی است، نه دستور الهی.

  • جامعیت وحی: طبق آیه «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ »، هیچ خلأ قانونی در دین وجود ندارد که نیاز به اجتهاد ظنی داشته باشد.

  • تفاوت اجتهاد و اتباع: دینداری حقیقی، تبعیت محض از فرامین الهی است و فتوا بدون علم نقطه مقابل این تبعیت قرار دارد.

 

نتیجه‌گیری:

بررسی نصوص دینی نشان می‌دهد که فتوا بدون علم و اجتهاد به رأی، نه‌تنها یک روش علمی معتبر نیست، بلکه نوعی بدعت در دین و نادیده گرفتن جامعیت کتاب و سنت محسوب می‌شود. از منظر امیرالمؤمنین (ع) و سایر امامان، دین خداوند کامل است و تمامی مسیرهای استنباط باید به وحی منتهی شود. هرگونه انحراف از این مسیر و تکیه بر ظن و گمان، منجر به تشتت در احکام و خروج از دایره “اتباع” صادقانه خواهد بود.

جلسه قبلی

 

 

 

بدون دیدگاه