درس خارج اصول اختلاف اصولیون و اخباریون
جلسه بیستم:
نزاع تاریخی بر سر منابع استنباط
اختلاف میان دو مکتب فقهی بزرگ شیعه، یعنی اصولیون و اخباریون، نزاعی تاریخی و ریشهدار است که محور اصلی آن، روش صحیح برای استنباط احکام شرعی و میزان اعتماد به منابع غیر از نصوص معصوم است.
اصولیون خود را “اهل تفریع و توسعه در تطبیق” میدانستند و اخباریها را در “مرحله بدایت فکر فقهی” میشمردند، چرا که معتقد بودند اخباریون، فقه را به سطح صرفاً نقل حدیث تنزل دادهاند. در مقابل، اخباریون، اجتهاد اصولی را دخالت دادن ظن و رأی شخصی در دین میدانستند.
۱. توصیف اخباریون از منظر اصولیون (نقد و توبیخ)
فقهای اصولی در طول تاریخ، با توصیفاتی بسیار تند و نقادانه، اخباریها را معرفی کردهاند که نشاندهندهٔ بیاعتمادی عمیق به روش آنها بود.
-
نقد شیخ مفید:
سادگی و کمفطنتی شیخ مفید در تصحیح الاعتقاد، که جزو آثار فقهی متقدم است، اخباریها را “أصحاب سلامة و بعد ذهن و قلة فطنة” (افرادی سادهدل، کمفطنت و دارای ذهن غیرمستعد) میخواند.
اصلیترین ایراد ایشان این است که اخباریون “یمرون علی وجوههم فیما سمعوه من الأحادیث”؛ یعنی بدون نگاه به سند، بدون تمایز میان حق و باطل، و بدون فهم عواقب اثبات آن احادیث، صرفاً به متون عمل میکنند.
-
نقد سید مرتضی:
غفلت و عمل به “غرور و زور” سید مرتضی اتهام بزرگتری را مطرح میکند. او اخباریون را متهم به غفلت میکند، نه تنها به این دلیل که در اصول دین (مانند توحید، نبوت و امامت) به اخبار آحاد استدلال میکنند (که از دیدگاه اصولی حجت نیست).
بلکه از این جهت که به خبری احتجاج میکنند که نه آن را روایت کردهاند، نه شنیدهاند و نه ناقل آن را میشناسند، بلکه صرفاً آن را در یک کتاب (مانند یک کتاب روایی فلان) یافتهاند. سید مرتضی تأکید میکند که این روش “لیس بشيء معتمد” (قابل اعتماد نیست) و آن را “غرور وزور” میداند.
-
نقد شیخ انصاری:
انکار ادلهٔ چهارگانه شیخ انصاری، در دوران متأخر، دو وجه برای نامگذاری اخباریون ذکر میکند که هر دو نشانگر محدودیت روش آنهاست:
۱) آنها به تمام اقسام اخبار (صحیح، موثق، ضعیف) بدون تفکیک در عمل، علم دارند؛ ۲) آنها سه دلیل از ادلهٔ چهارگانهٔ استنباط (عقل، اجماع و ظاهر کتاب) را انکار کرده و تنها دلیل را اخبار (سنت) میدانند. این اتهام دوم، جدیترین چالش میان اختلاف اصولیون و اخباریون بود.
۲. تبیین روش اخباری (رفع اتهام انکار منابع)
محدث استرآبادی، برای دفاع از مکتب اخباری، به اتهام انکار منابع تشریعی، بهویژه قرآن، پاسخ روشنی میدهد:
-
پذیرش قرآن، از طریق اهل بیت (ع):
اخباریون منکر حجیت قرآن نیستند، بلکه میگویند: اخذ احکام از قرآن باید حتماً من طریق أهل بیت (از راه اهل بیت) صورت گیرد. دلیل این است که قرآن دارای تعمیه (ابهام و رمز) است و کشف غموض یا تفصیل آن، تنها با رجوع به اهل بیت (ع) که «أَدْرَی بِمَا فِیهِ» (آگاهترین به محتوای آن) و یکی از ثقلین هستند، امکانپذیر است.
-
تعریف نهایی اخباری (اکتفا به نص):
بر این اساس، اخباری کسی است که قناعت به نقل متون اخبار دارد و در حکم، تنها بر موارد نصوص و مضامین آثار اکتفا میکند. ایشان از ورود به موارد بدون نص صریح پرهیز میکند.
-
نتیجه:
در نهایت، اخباری کسی تعریف میشود که «الفقیه المستنبط للأحکام الشرعیة من الکتاب و السنّة فقط» است؛ یعنی منابع را محدود به نصوص میداند و اجتهاد ظنی (که از منابعی چون عقل و اجماع حاصل میشود) را نمیپذیرد.
نتیجه گیری:
اختلاف اصولیون و اخباریون بر سر منابع استنباط حکم شرعی است؛ اصولیون بر اجتهاد، عقل و چهار دلیل تأکید دارند، در حالی که اخباریون با استناد به اینکه فهم قرآن مشروط به بیان معصوم است، تنها به نصوص (اخبار) اکتفا کرده و ورود به ظن و رأی شخصی در فقه را نمیپذیرند.
این نزاع تاریخی باعث شد اصولیون، اخباریها را به غفلت در سند و انکار ادلهٔ سهگانه متهم کنند، در حالی که اخباریون، خود را صرفاً فقیهانی میدانند که احکام را تنها از کتاب و سنت استنباط میکنند.