درس خارج اصول نقد اخباری گری توسط شیخ یوسف بحرانی در الحدائق الناظرة/ جلسه 22

 درس خارج اصول نقد اخباری گری توسط شیخ یوسف بحرانی در الحدائق الناظرة

 

جلسه بیست و دوم:

مقدمه:

اعتدال در دوران غلبه اخباری گری و ظهور شیخ یوسف بحرانی

 

آغاز دوره سوم اخباری‌ گری در فقه شیعه، با زعامت مرحوم شیخ یوسف بحرانی (متوفی ۱۱۸۶ هجری) رقم خورد. شیخ بحرانی در دوره‌ای که اختلافات میان دو مسلک اصولی و اخباری شدت گرفته بود، سلوک اعتدالی را پیشه کرد و کوشید تا از افراط‌ و تفریط‌های هر دو طرف دوری کند.

این موضع میانه، به‌ویژه با رویکرد تندروانه و غلوآمیز پیروان ملا امین استرآبادی، کاملاً متفاوت بود. مهم‌ترین سند این رویکرد اعتدالی و نقد اخباری‌ گری افراطی، مقدمه دوازدهم کتاب فقهی سترگ ایشان، یعنی “الحدائق الناظرة” است.

شیخ یوسف بحرانی، که خود در ابتدای مسیر علمی از مدافعان سرسخت اخباری‌ گری بود، پس از تأمل عمیق در میراث علمای شیعه، به این نتیجه رسید که باید از دامن زدن به این نزاع دوری کرد. این موضع‌گیری، در واقع یک نقد اخباری‌ گری تندرو و یک دعوت به وحدت علمی بود.

 

نقد اخباری گری تندروانه: دلایل سه‌گانه شیخ بحرانی

مرحوم شیخ بحرانی در مقدمه “الحدائق” دلایل سه‌گانه‌ای برای لزوم ترک نزاع و نقد اخباری‌ گری متعصبانه و اصولی‌گری مهاجم مطرح می‌کند:

۱. استلزام قدح و هتک حرمت:

نزاع بی‌حاصل اخباری و اصولی، منجر به قدح در علمای هر دو طرف و هتک حرمت فضلا می‌شود. این طعن‌زنی‌های متقابل، سزاوار جایگاه علمی علمای شیعه نیست.

۲. عدم وجود ثمره عملی:

ایشان تأکید می‌کند که تفاوت‌هایی که به عنوان محور نزاع میان اخباریون و اصولیون مطرح می‌شود، در عمل و هنگام استنباط فقهی، حاصلی جز جدال ندارد و در نهایت به ثمره فقهی منجر نمی‌شود. از این حیث، جدال بر سر این تفاوت‌ها را بی‌ثمر می‌داند.

۳. تخالف با سیره متقدمین:

بحرانی یادآوری می‌کند که عصر اول علمای شیعه مملو از مجتهدین و محدثین بود، اما هیچ‌گاه چنین نزاع تخریب‌گرانه‌ای میان آنان شکل نگرفت. اختلافات متقدمین در جزئیات مسائل بود و نه در اصل مبانی، و منجر به طعن و تکفیر نمی‌شد.

او این رویه افراطی را نتیجه عملکرد صاحب “الفوائد المدنیة” (ملا امین استرآبادی) می‌داند که زبان طعن و تعصب را علیه اصحاب گشود. این مورد، یک نقد اخباری‌ گری تندرو است.

از دیدگاه شیخ بحرانی، عمل تمامی علمای امامیه بر مبنای طریق ائمه (علیهم السلام) است و اگر کسی (چه اصولی و چه اخباری) دچار خطا می‌شود، این خطا ناشی از قصور فهم، غفلت یا قصور اطلاع در برخی جزئیات است و نباید بهانه‌ای برای قدح و تکفیر طرف مقابل قرار گیرد.

 

لزوم دوری از قدح به خاطر آراء شاذ

متن تأکید می‌کند که اصل وجود تفاوت‌ها نباید به تشنیع و قدح بینجامد، زیرا سیره ائمه (علیهم السلام) نیز این‌گونه نبوده است.

در میان علمای هر دو مسلک، افرادی با نظرات شاذ وجود داشته‌اند، اما این شذوذ هرگز موجب قدح و رد علم و فضل آنان نشده است:

  • اخباریون: مانند مرحوم صدوق، که با اینکه رئیس اخباری‌ گری دانسته می‌شود، نظراتی دارد که مورد التزام اخباری‌ها و اصولی‌ها نیست، اما کسی منکر فضل او نشده است.
  • اصولیون: مانند ابن عقیل و ابن جنید، که نظرات فقهی‌شان بعضاً شاذ تلقی شده (مثل تشبیه برخی فتاوای ابن جنید به فتاوای ابوحنیفه)، اما این مخالفت‌ها هرگز باعث جسارت یا خروج از دین خواندن آنان نشده است.

نقد اخباری گری نقد اخباری گری نقد اخباری گری

نتیجه‌گیری: از نقد اخباری گری تا تطور معنایی اجتهاد

محور اصلی نزاع تاریخی میان دو مکتب، همواره بر سر مفهوم اجتهاد و استنباط متمرکز بوده است. گروهی اجتهاد را بدعت و حرام و گروهی دیگر آن را مسبوق به عهد ائمه (علیهم السلام) می‌دانستند.

این اختلاف، اهمیت پرداختن به معنا و حقیقت اجتهاد را دوچندان می‌کند. دگرگونی معنایی این واژه در طول تاریخ فقه، زمینه ابهام را فراهم کرده است.

بنابراین، متن با طرح سؤالاتی پیرامون جواز، سابقه و فلسفه ذم اجتهاد در روایات، نشان می‌دهد که برای پایان دادن به این مناقشات (که ریشه در نقد اخباری گری بر اجتهاد دارد)، باید ابتدا معنای دقیق و کاربرد اجتهاد در زمان ائمه (علیهم السلام) و پس از آن روشن شود. رویکرد شیخ بحرانی، یعنی نقد اخباری گری افراطی و دعوت به اعتدال و اتحاد، راه را برای ظهور فقهای اصولی چون وحید بهبهانی و تحول فقه شیعه هموار کرد.

 

 
مشاهده جلسه قبل 

 

 

بدون دیدگاه