بدعت گذاری

درس خارج اصول بررسی اقوال فقها و ابهامات ثبوت تعبدی/ جلسه 16

درس خارج اصول بررسی اقوال فقها و ابهامات ثبوت تعبدی

جلسه شانزدهم:

موضوع علم اصول: بررسی اقوال فقها و ابهامات “ثبوت تعبدی”

بررسی دقیق مفهوم “ثبوت تعبدی” و “ثبوت واقعی” در علم اصول فقه، با تکیه بر دیدگاه شیخ انصاری، آخوند خراسانی و میرزا نائینی. تحلیل مجمل بودن تعاریف موضوع علم اصول و چالش‌های آن در مباحث حجیت خبر واحد و تعارض اخبار.

مقدمه: ابهام در موضوع علم اصول

یکی از مباحث بنیادین و در عین حال چالش‌برانگیز در ابتدای علم اصول فقه، تعیین موضوع علم اصول است. این بحث به دنبال پاسخ به این پرسش است که علم اصول دقیقاً به چه چیزی می‌پردازد و مسائل آن حول چه محوری دور می‌زنند. پیچیدگی این موضوع، به ویژه با ورود به مفاهیمی نظیر “ثبوت واقعی” و “ثبوت تعبدی”، بیشتر می‌شود.

این مقاله به بررسی این مفاهیم و اقوال فقهای برجسته، از جمله شیخ انصاری (صاحب کفایه)، آخوند خراسانی و میرزا نائینی در این زمینه می‌پردازد.

ثبوت واقعی در برابر ثبوت تعبدی

در مباحث علم اصول، به خصوص در بخش‌های مربوط به حجیت خبر واحد و تعارض اخبار، دو نوع “ثبوت” مطرح می‌شود که تمییز آن‌ها از یکدیگر بسیار حائز اهمیت است:

ثبوت واقعی و تکوینی:

منظور از این نوع ثبوت، وقوع حقیقی و خارجی یک شیء است. به عنوان مثال، زمانی که می‌گوییم “قول امام (ع) به واسطه خبر زراره ثابت شده”، اگر مقصود این باشد که به محض نقل زراره، قول امام (ع) در خارج به صورت حقیقی محقق شده و خبر زراره علت تامه وقوع سنت (قول، فعل یا تقریر امام) بوده، این “ثبوت واقعی” است. یعنی سنت، حقیقتاً و عیناً به وجود آمده است.

ثبوت تعبدی و تنزیلی:

این نوع ثبوت، به معنای “بنا گذاشتن بر وقوع” یا “تلقی به وقوع” است. در اینجا، خبر واحد (مانند قول زراره) به خودی خود سنت را به صورت واقعی محقق نمی‌کند، بلکه تنها وجوب عمل بر طبق آن را ثابت می‌کند. به عبارت دیگر، ما از باب تعبد و حجیت خبر، آن را به منزله وقوع سنت تلقی می‌کنیم و باید طبق آن عمل کنیم. این ثبوت، یک حکم تعبدی و تنزیلی است و نه یک واقعیت خارجی.

دیدگاه شیخ انصاری و پاسخ آخوند خراسانی

شیخ انصاری در کتاب ارزشمند خود، «کفایة الاصول»، به این نکته اشاره می‌کند که ثبوت تعبدی نمی‌تواند عارض بر خود “سنت” باشد، بلکه عارض بر “خبر حاکی از سنت” است. زیرا ثبوت تعبدی به وجوب عمل بر طبق خبری بازمی‌گردد که حکایت‌گر سنت است و نه خود سنت. به بیان دیگر، سنت (قول و فعل و تقریر معصوم) یک واقعیت خارجی است، در حالی که حجیت و لزوم عمل به خبر، وصف و حالتی برای خبر است.

پاسخ اشکال:

آخوند خراسانی در پاسخ به این اشکال که “آیا ثبوت تعبدی از عوارض سنت (به معنای ادله اربعه) است تا داخل در علم اصول باشد یا خیر؟”، با تفکیک دقیق‌تر، این مطلب را تأیید می‌کند. ایشان می‌فرماید:

ثبوت واقعی اصلاً از عوارض نیست. یعنی سنت (به معنای قول، فعل، تقریر امام) یک موجودیت خارجی است که “ثبوت واقعی” به معنای “تحقق آن” است و این تحقق، “عارضه” بر آن محسوب نمی‌شود.

ثبوت تعبدی، اگرچه از عوارض است، اما عارض بر سنت نیست، بلکه عارض بر “خبر حاکی از سنت” است. به عنوان مثال، حکم “صدق العادل” (عادل را تصدیق کن)، حکمی است که به خبر (گفتار عادل) تعلق می‌گیرد و آن را حجت می‌کند، نه به سنتِ محکیه (مضمون گفتار عادل).

به این ترتیب، آخوند خراسانی بیان می‌کند که اگر مراد از سنت در مباحث اصولی، اعم از “خود سنت” و “خبر حاکی از سنت” باشد، آنگاه بحث حجیت خبر واحد و تعارض اخبار، وارد در مباحث اصول خواهد شد. اما ایشان در نهایت این تفسیر را رد می‌کند، زیرا در بحث خبر واحد، معمولاً “سنت” به معنای قول و فعل و تقریر امام (ع) است و نه اعم از آن.

اشکال مرحوم نائینی به پاسخ آخوند

مرحوم میرزا نائینی بر این شقّ دوم آخوند خراسانی (که سنت را اعم از خود سنت و حکایت از آن بداند) اشکال وارد می‌کند. ایشان معتقد است که چنین معنایی از سنت، بدیهی البطلان است و به هیچ وجه مراد شیخ انصاری یا سایر فقها نبوده است. به نظر نائینی، سنت چیزی جز نفس قول، فعل یا تقریر معصوم نیست و حمل کلام شیخ بر معنای اعم، مشکل و خلاف ظاهر است.

ابهام در تعریف موضوع علم اصول: نظریات متاخر

با گذر از این قیل و قال‌ها، به سراغ نظریات متأخر در باب موضوع علم اصول می‌رویم:

نظریه سوم (آخوند خراسانی):

مرحوم آخوند خراسانی در نهایت می‌فرمایند که موضوع علم اصول، “کلی منطبق بر موضوعات مسائل متشتته” است. این تعریف به قدری کلی و مجمل است که هیچ وضوح و معنای روشنی از موضوع علم اصول به دست نمی‌دهد و عملاً راه هرگونه اشکال‌گیری را مسدود می‌کند. بسیاری از اصولیین این تعریف را نقد کرده‌اند، زیرا یک تعریف باید مشخص‌کننده و جامع و مانع باشد.

نظریه چهارم (میرزا نائینی):

گویا مرحوم نائینی نیز به ابهام نظریه آخوند ملتفت شده‌اند و تعریف دیگری را ارائه می‌دهند: موضوع علم اصول، “هر چیزی است که عوارض او در طریق استنباط حکم شرعی واقع شده است یا در مقام عمل، به آن منتهی گردد.” ایشان می‌فرمایند: «أمر وسیع أخذ موضوعاً للعلم مقیدا بحیثیة الاستنباط فیکون جمیع المباحث المذکورة داخلة فی المسائل لأجل دخلها فی الاستنباط».

این تعریف نیز بسیار وسیع و کلی است، اما نکته اصلی آن، شامل شدن تمامی مباحثی است که در استنباط حکم شرعی دخیل هستند. این گستردگی، اگرچه ممکن است مباحثی مانند “مباحث الفاظ” را نیز شامل شود که همیشه به ادله اربعه مربوط نیستند.

نتیجه‌گیری:

بحث موضوع علم اصول و تفکیک میان ثبوت واقعی و ثبوت تعبدی، از مباحث پیچیده و اساسی این علم است. اقوال مختلف فقها، از شیخ انصاری تا آخوند خراسانی و میرزا نائینی، نشان‌دهنده تلاش برای ارائه تعریفی دقیق و جامع از قلمرو علم اصول است.

در حالی که آخوند به ابهام و کلی‌گویی در تعریف موضوع می‌پردازد، نائینی تلاش می‌کند تا با گسترش دامنه موضوع، تمامی مباحث مؤثر در استنباط را شامل کند. در نهایت، این مباحث هرچند انتزاعی به نظر می‌رسند، اما فهم آن‌ها برای درک عمیق‌تر از چگونگی استنباط احکام شرعی و حجیت ادله فقهی ضروری است.

 
مشاهده جلسه قبل: 

 

بدون دیدگاه